|
صفحه نخست| وخامت جسمی محمود صالحی | اخبار و گزارشات | مقالات | ویژه کارگران نیشکر7 تپه |
English
|
|
کمیته دفاع از محمود صالحی
لینک وبلاگ کارگران نیشکر 7 تپه
.
موزيک دیگر
|
:: دو اساسنامه پيشنهادي و مسئله تشكل ضد سرمايه داري
دو اساسنامه پيشنهادي و مسئله تشكل ضد سرمايه داري با لاخره با گذشت بيش از يك سال مجمع عمومي كميته هماهنگي برگزار گرديدو مسئله بحران كميته هماهنگي مورد بحث قرار گرفت . در مجموع نظرات دو گرايش همان ها بود كه در دو مقاله آقاي حكيمي و من كه در سايتها وجود دارد و قبل از برگزاري مجمع منتشر شد. از جمله موارد با اهميت ديگر مسئله دو اساسنامه پيشنهادي و تشكل ضد سرمايه داري است كه در مورد اول يعني اساسنامه گرايش حكيمي(اقليت) با مخالفت از بحث در مورد آن و حاضر نشدن به بحث در اين مورد عملا باعث شدند در مجمع بحث اساسنامه و تصويب ان انجام نشود و در نهايت بحران تداوم يابد. ما از صبح تا ساعت 2 بعد از ظهر در مورد بحران بحث كرديم و با توجه به نوشته هاي قبلي و مجموع مباحث به اعتقاد من اختلاف دو گرايش كاملا روشن بود و آقاي حكيمي نيز به اين موضوع اشاره داشت. اما گرايش اقليت با در دستور كار قرار گرفتن بحث اساسنامه كه از جانب بسياري و از جمله گرداننده جلسه مطرح شد مخالفت كردند و در نهايت بحث اساسنامه از دستور كار خارج شد. در نتيجه تمام مدت بعد از ظهر نيز بحث بحران تكرار شد و فقط در خلال مباحث آقاي حكيمي، و دوستانش مرتبا از اين حرف زده مي شد كه دو اساسنامه وجود دارد كه يكي بر ضد سرمايه داري بودن تشكل كميته هماهنگي تاكيد دارد و ديگري اين نام را حذف نموده و عملا دچار رفرميسم شده است و چون دستور كاربحث اساسنامه نبود نمي توانستيم در اين مورد حرف بزنيم. با تعيين زمان يكماهه براي به راي گذاشتن اساسنامه هاي پيشنهادي بايد در اين مدت تكليف مسئله را روشن نماييم و بحران كميته هماهنگي را به نقطه پايان برسانيم. اقليت كميته هماهنگي پيش از مجمع عمومي فعاليت مستقل خود را با دادن چند اطلاعيه به نام " فعالان جنبش كارگري" شروع نموده اند وعملا بحران فقط مانع فعاليت و پيشروي اكثريت كميته هماهنگي است و با وجود آنكه آقاي حكيمي بر جداييشان از كميته هماهنگي به عنوان راه حل خروج از بحران تاكيد نموده است (مگر آنكه اساسنامه پيشنهاديشان راي بياورد) .بنا بر اين هيئت اجرايي بايد در پايان مدت تعيين شده توسط مجمع كه بالا ترين ارگان كميته هماهنگي است مطابق قرار مجمع با رفراندم دروني از اعضاي كميته يك اساسنامه را تصويب نمايد . اما در مورد دو اساسنامه پيشنهادي تفاوت ظاهرا اين است كه يكي نام ضد سرمايه داري و ديگري فقط نام تشكل كارگري را دارد. اما مسئله بسيار فراتر از دو نام است و در واقع دو نگاه و دو رويكرد متفاوت در مقابل يكديگر قرار گرفته اند. ظاهر قضيه اين است كه گرايش اقليت خواهان داشتن يك تشكل ضد سرمايه داري است و ما مخالف آن ،اما ببينيم در پشت اين دو نام چه واقعياتي نهفته است. يك تشكل كارگري ظرفي است كه كارگران براي مطالبات ابتدايي و روزمره خود در آن گرد مي ايند تا به نيروي اتحاد خود بتوانند در اين راه مبارزه نمايند .فعالين كارگري تلاش مي كنند به كارگران كمك نمايند تا بتوانند چنين تشكلهايي را ايجاد نمايند و تعداد هر چه بيشتري از آنها براي اين مطالبات دور هم جمع شوند.مبارزه براي ابتدايي ترين مطالبات اين امكان را بوجود مي آورد تا بسياري از كارگران كه هنوز بر تمام منافع طبقاتيشان اگاه نيستند،متحد شوند و مبارزه يكپارچه اي را بوجود بياورند و در اين راستا و مبارزه شان را ارتقا دهند. ممكن است اين تعريف مورد اعتراض اقليت كميته قرار گيرد و بگويند كه ما تشكلي ضد سرمايه داري داريم و مبارزه چنين تشكلي فراتر از اينها ست.بله ممكن است يك تشكل كارگري بتواند مبارزه اش را فراتر از مطالبات ابتدايي و به روز كار گران ببرد اما سوال اين است كه اين تشكل مبارزه اش را تا كجا مي تواند فراتر ببرد؟ ممكن است جواب داده شود تا مبارزه كامل عليه سرمايه داري . بسيار خوب ببينيم اين ادعا تا چه حد پايه و اساس دارد؟ هر تشكلي كه در شرايط فعلي ادعا نمايد باسرمايه داري به معناي واقعي و كامل كلمه در مبارزه است ضروري است تا برنامه اي براي تدارك و تبليغ انقلاب كارگري،استقرار سوسياليسم،شكل سرنگوني ، سازماندهي مبارزه مخفي،مبارزه ايدئو لوژيك،در دوران انقلاب سازماندهي نظامي و ..... داشته باشد. يعني مبارزه اي را به پيش ببرد كه همه جانبه است و به مقابله با تمام مناسبات و روابط سرمايه داري مي پردازد و بديل آنرا نيز(سوسياليسم) در هر قدم خود براي كارگران تبليغ مي نمايد. اما به راستي يك تشكل كارگري در شرايط فعلي قادر است چنين فعاليتي داشته باشد؟ و اساسا ظرف مبارزه تمام عيار عليه سرمايه داري مي تواند يك تشكلي باشد كه براي ابتدايي ترين مطالبات كارگران مبارزه مي نمايد؟ يك تشكل كارگري از آنرو ارزش و ضرورت دارد كه ،بتواند كارگران زيادي را در اين دوران و يا در چند سال اينده حول مطالبات مبرم و به روز دور هم جمع و سازماندهي نمايد تا مبارزات پراكنده و جدا از هم و خود بخودي به مبارزه اي منسجم و متحد تبديل گردد .بله اين يك مبارزه ابتدايي عليه سرمايه داري است اما مبارزه اي محدود و نا كافي . اين مبارزه اي است كه فقط بخشي از منافع طبقه كارگر در پشت ان قرار دارد و بر همين مبنا مبارزه اي كاملا ضد سرمايه داري نيست . اگر بخواهيم در يك تشكل توده اي كارگري همه مطالبات كارگران را بگنجانيم بايد به صراحت مسئله سرنگوني،انقلاب ، سوسياليسم،لغومالكيت خصوصي و ... را بياوريم و در اين صورت از هدف خود كه ايجاد تشكل كارگري توده ايست كه بتواند كارگران بسياري كه فقط مطالبات ابتدايي خود را دارند، دور شده ايم . از سوي ديگراگر مي پذيريم كه ما براي مطالبات به روز و ابتدايي مبارزه مي كنيم بايد بپذيريم كه اين مبارزه مبارزه اي كاملا ضد سرمايه داري و همه جانبه نيست.در اين رابطه به مبارزات كارگران متشكل در اتحاديه هاي كارگري و سنديكاهاي اروپايي نگاه كنيم.اين اتحاديه ها سالهاي طولاني است كه براي مطالباتشان مبارزه مي كنند و اعتصابات چند هزار نفره بسياري انجام داده اندو در بسياري از موارد نيز به مطالباتشان رسيده اند .آنها براي بهبود شرايط كار و افزايش دستمزد مبارزه كرده اند و نتيجه كار آنها را مي توان دست اوردي دانست كه طبقه كارگر اروپا سالها است از آن بهره مندند. اما اين مبارزات عمدتا از چار چوب مناسبات سرمايه داري فراتر نرفته و بر همين مبنا ماهيت رفرميستي دارد. بسياري از اين اتحاديه ها و سنديكا ها خود را ضد سرمايه داري مي دانند اما گذاشتن اين نام بروي خود و شعار ضد سرمايه داري دادن تا در عمل ضد سرمايه داري بودن تفاوت زيادي دارد. كنه اختلاف ما با حكيمي در همين جا نهفته است ،آنها مبارزه محدود طبقه كارگر در يك تشكل توده اي كارگران را ضد سرمايه داري معرفي مي كنند و در واقع مبارزه را به همين ظرف و همين حد خلاصه مي كنند اما ما معتقديم كه مبارزه براي ابتدايي ترين مطالبات در يك تشكل كارگري مبارزه اي راديكال است اما مبارزه اي همه جانبه عليه سرمايه داري نيست. مبارزه همه جانبه مبارزه اي بسيار ريشه اي تر و عميقتر است و نمي تواند در محدوده مطالبات به روز كارگران خلاصه گردد. شايد حتي در مواردي يك تشكل كارگري توده اي مطالبات سياسي را هم مطرح نمايد اما اينها بسيار موردي ،نا كافي و محدود است. مثلا اتحاديه هاي كارگري در جهان و حتي تشكلهاي كارگري در ايران در جريان حمله آمريكا به عراق به محكوم كردن آن پرداختند و در اروپا تظاهرات وسيعي عليه آن به راه انداختند كه گام مثبت و انقلابي بود . اما مگر مبارزه سياسي طبقه كارگر به همين يك مورد و يا موارد محدودي از اين دست خلاصه مي شود؟ بنا بر اين رويكرد حكيمي از اين جنبه كه مبارزه كارگران براي مطالبات ابتدايي و به روز را به جاي مبارزه ضد سرمايه داري معرفي مي كند عملا كارگران را در چار چوب محدودي نگه مي دارد ومبارزه سياسي را كاري فرقه اي مي داند، ماهيتي رفرميستي مي يابد. در نتيجه اساسنامه پيشنهادي آقاي حكيمي با ضد سرمايه داري دانستن خود،مبارزه در اين نوع تشكلها را كافي مي داند و به نفي اشكال ديگر مبارزه ،كه بسيار وسيع و گسترده اند ميپردازدو در نهايت از ماهيت ضد سرمايه داري تهي مي شود. اما اساسنامه پيشنهادي ما پسوند ضد سرمايه داري ندارد چون با صراحت به كارگران مي گويد كه اين مبارزه محدود و نا كافي است و مبارزه همه جانبه عليه سرمايه داري عرصه هاي بسيار بيشتري، خارج از تشكلهايي مثل كميته هماهنگي دارد.مبارزه در تشكلهايي مثل كميته هماهنگي مبارزه اي راديكال و محدود عليه سرمايه داري است كه تلاش دارد طيف گسترده اي از كارگران را براي مطالبات امروزشان بسيج نمايد و البته براي ارتقا آن نيز بايد تمام تلاش خود را انجام دهد . اما بر مبناي واقعيات جاري مبارزه طبقاتي ظرفيت اين تشكل و تشكلهاي از اين دست محدود است و نبايد كارگران را فريب داد و به انها گفت كه مبارزه ضد سرمايه داري همين است و هر نوع ديگر آن(مثلا مبارزه سياسي و حزبي ) مبارزه اي فرقه ايست. اما گرايش اقليت كميته،براي آنكه به اين توهم بيشتر دامن بزند در مقدمه خود گفته: .......هدف ما ايجاد زمينه ها و پيش شرط هاي تشكل ضد سرمايه داري و سراسري طبقه كارگر ايران است،تشكلي كه به نيروي خود كارگران و بدون هيچ گونه كسب مجوز از دولت ايجاد مي شود. وسيع ترين توده هاي كارگر را در بر مي گيرد ،در مبارزه روزمره كارگران براي دست يابي به مطالبات بالفعل و ذاتاً ضد سرمايه داري كارگران با هدف هدايت و ارتقاي اين مبارزات فعالانه شركت مي كند و در نهايت براي از ميان برداشتن مصائب زندگي بشر امروزي - كه ناشي از جامعه سرمايه داري است – از جمله استثمار ،فقر،گرسنگي،بيكاري،بي حقوقي،فحشا،اعتياد، فساد،تبعيض،سركوب آزادي ها و .... مي جنگد. (نقل از پيش نويس اساسنامه پيشنهادي آقاي حكيمي) در اينجا براي آنكه ظاهرا اهداف بيشترو فراتري از مطالبات ابتدايي كارگران ،براي تشكل ضد سرمايه داري در نظر گرفته شود ،گفته شده:"در نهايت براي از ميان بر داشتن مصائب زندگي بشر امروزي- كه ناشي از جامعه سرمايه داري است – از جمله استثمار ،فقر،بيكاري،بيحقوقي،فحشا،اعتيادفساد،تبعيض،سركوب آزادي هاو ....مي جنگد." اما صرف بيان اينكه چنين تشكلي كه قرار است در اينده تشكيل شود و چنين مصائبي را بر طرف نمايد به هيچ وجه مسئله را حل نمي كند،چون همه گرايشات چه ليبرال و چه سوسيال دمكرات،چه احزاب مذهبي و چه آنارشيستها و .... نيز مدعي هستند كه مصائب جامعه بشريت و همه آنها را كه اين اساسنامه پيشنهادي گفته را مي خواهند از ميان ببرند. اما مسئله در اينجا است كه هر يك از راه خود و با نگاه خود در اين راه فعاليت مي كنند و اگر به صراحت نگويند كه از طريق چه نيرويي ،طي چه شرايطي،با چه بديلي،و چه نوع سازماندهي و.....عملا كاري انجام نداده اند. اين آن موردي است كه خارج از ظرفيت و توان يك تشكلي است كه براي مطالبات ابتدايي و بالفعل جنبش مبارزه مي نمايد . ما نمي توانيم در چنين تشكلي مطالبات بالقوه طبقه كارگر را با صراحت و مشخص بيان نماييم . طبقه كارگر در جريان مبارزه طبقاتي خود به ابزار هاي بيشتر و كيفي تري نيز نياز دارد كه نبايد انها را ناديده گرفت. با ناديده گرفتن آنها در واقع طبقه كارگر و حد اقل بخش پيشرو آنرا خلع سلاح نموده ايم. طبقه كارگر در جريان مبارزه دراز مدت خود به ابزار هاي زيادي نياز دارد كه هر كدام را بايد در جاي خود و در موقعيت مناسب خود بكار گيرد ،در غير اين صورت در گير مبارزه اي ناقص و ضعيف مي گردد . اگر واقعا با چشم بصيرت به دنياي سرمايه داري نگاه كنيم ، بخوبي مي بينيم كه بورژوازي از تمامي ابزارها ،احزاب،گروه ها،ارگانها،نهادها ،اتحاديه ها و.... به نفع خود بهره مي جويد اما چرا كارگران نبايد از ابزارهاي بسياري كه در مبارزه عليه سرمايه داري نياز دارند بهره ببرند. واضح است كه بورژوازي ابزارهايي با ماهيت خود را به خدمت مي گيرد و ما نيز در اين مبارزه بايد به دنبال ابزارهايي با ماهيت انقلابي باشيم اما نبايد خودمان را خلع سلاح نموده و در يك تشكل كارگري كه براي ابتدايي ترين مطالبات مبارزه مي كند خلاصه نماييم و به كارگران بگوييم كه اين يك تشكل ضد سرمايه داري است و در نهايت هم مي تواند مشكلات ومصائب بشريت را حل نمايد. اگر بسياري از احزاب ، گروهها سنديكا ها و...در گذشته و حال بر ضد منافع طبقه كارگر عمل كرده و مي كنند و به مثابه فرقه و يا هر چيز ديگري به نام طبقه كارگر به منافع طبقه كارگر لطمه مي زنند دليل نمي شود تا هر حزب و تشكل كارگري را فرقه و لطمه زننده به طبقه كارگر بدانيم. اگر شوراهاي اسلامي كار درست شده و در خدمت به سرمايه داري عمل مي نمايد ،آيا مي توانيم نتيجه بگيريم كه شوراها نمي توانند در خدمت طبقه كارگر باشند ودر شرايط حاضر اگر شورايي ايجاد شد كه واقعا كارگري باشد بايد با تمام توان از آن حمايت نمود،اگر سنديكايي مثل سنديكاي شركت واحد دست به اعتصاب زد و بدون مجوز اقدام به ايجاد تشكل نمود بايد با تمام توان از آن حمايت نمود ( كاري كه حكيمي و دوستانش نكردند) و هر جا دچار انحراف و اشتباه شد بايد آنرا نقد كنيم.اگر گرايشات جنبش كارگري در شوراي همكاري جمع شده اند و در حد توان خود با هم همكاري مي كنند نبايد مثل آقاي حكيمي كار آنها را فرقه اي ارزيابي نماييم. اگر اكثريت كميته هماهنگي اعتقاد دارد كه ظرفهاي ديگري براي مبارزه نيز وجود دارد و ما به تنهايي نمي توانيم تشكل ضد سرمايه داري تمام عياري باشيم،نبايد آنها را فرقه دانست.اگر احزاب و گروههايي بتوانند در جهت منافع طبقه كارگر فعاليت نمايند چرا بايد نام فرقه و سكت بر آنها بگذا ريم.اگر ما با استناد به اينكه فلان حزب و گروه و يا فلان تشكل و سنديكا به جنبش كارگري لطمه زده اند بخواهيم اين نتيجه را بگيريم كه هر گونه تحزب، سكت و فرقه هستند مثل اين مي ماند كه چون عده اي با دارو و خوردن قرص خود كشي مي كنند و اين روزها آمارخودكشي با قرص و دارو افزايش يافته بايد همه دارو خانه ها را تعطيل و دارو ها راجمع اوري نماييم. در نوشته هاي آقاي حكيمي و ديگر دوستانش مرتبا چنين عنوان مي شود كه انها رويكردي جنبشي دارند و بقيه رويكردي فرقه اي و سكتاريستي. اگر منظور از رويكرد جنبشي اين است كه در مبارزات جاري طبقه كارگر بايد شركت كرد ،كه بر تمام اعضاي كميته هماهنگي مبرهن است كه همه فعالين ان در اين مبارزات در حد توان و موقعيت خود دخيل بوده وهستند و در اينجا من ضرورتي براي توضيح و اثبات آن نمي بينم. اما اگر منظور اين است كه اگر عده اي تحت لواي يك گروه و دسته به هر عنواني براي طبقه كارگر برنامه ريزي مي كنند وخود را در موقعيتي فراتر از مبارزات روزمره قرار داده اند ،را عملي فرقه اي بايد بدانيم ،جاي بحث وجود دارد. اگر ما نمي خواهيم با كلمات بازي كنيم وقرار است بر مبناي واقعيت قضاوت نماييم،ضروري است ببينيم كه همه ما با هر گرايشي عده اي معدود هستيم كه خودمان را فعال كارگري و يا اگاه به منافع طبقاتيمان مي دانيم. حال به هر عنوان و اسمي مجبوريم دسته و گروه و جرياني داشته باشيم كه ايده هايمان را به درون طبقه كارگر ببريم و سعي كنيم آنها را و مبارزاتشان را ارتقا داده و در راستاي تشكل پذيري به انها كمك نماييم.در طول تمام اين پروسه ما تا مدتهاي زيادي گروهي كوچك در مقابل كل طبقه كارگريم. بنا بر اين به هيچ روي نمي توانيم يكديگر را از اين زاويه كه گروهي متمايز وكوچك هستيم مورد اتهام فرقه بودن قرار دهيم. بنا بر اين هيچكس نمي تواند ادعا كند كه جنبشي است، به معناي انكه در جنبش كارگري حل شده و هيچ گروه متمايز با سازماندهي جدا گانه اي نيست.جنبشي بودن يا نبودن تنها بر مبناي عملكردي است كه مي تواند در راستاي منافع طبقه كارگر باشد يا بلعكس بر ضد آن عمل نمايد. مي توان در جنبش خود بخودي كارگران دائما و هر لحظه وجود داشت اما فرقه اي عمل كرد و بلعكس ممكن است به مقياس كل جنبش كارگري حضور كمرنگي در آن داشته باشيم(مثل وضعيت كنوني همه گرايشات كارگري موجود كه در مقابل كل جنبش خودبخودي هنوز تاثير قوي بر آن ندارند) اما كاملا در خدمت جنبش كارگري باشيم. واقعيت ان است كه نبايد و نمي توان بحران موجود را به دو اساسنامه خلاصه كرد و ضروري است در پس هر يك از اساسنامه ها بايد عملكرد دو سال گذشته هر يك از گرايشات را ببينيم . البته من از تكرار انچه در مقاله قبليم گفتم اجتناب مي نمايم و فقط در ادامه انها به چند مورد ضروري مي پردازم. قضيه بند (د) اساسنامه در اساسنامه اي كه تا كنون اساسنامه كميته هماهنگي بوده(كه توسط آقاي حكيمي نوشته شده) بند (د) وجود دارد كه مضمون آن اين است كه، در زمان ايجاد تشكيل ضد سرمايه داري هيئت موسس با فراخوان به اعضاي وقت كميته هماهنگي مي خواهد تا به ايجاد آن تشكل اقدام نمايند و ... . من در اين مورد در مقاله بحران كميته هماهنگي ... هم اشاره اي به اين مسئله داشتم اما آنچه مرا واداشته تا مجددا به آن بپردازم اين است كه ،پس از انهمه مجادلات كه بخش مكتوب و علني آن نيز به شكل دو مقاله توسط آقاي خباز از يكسو و از سوي ديگر توسط آقاي حكيمي نوشته شد و مدتهاي زيادي از وقت و انرژي اعضاي كميته هماهنگي صرف آن شدو از جانب آقاي حكيمي اتهامات بسياري به بهروز خباز و در واقع جناح اكثريت كميته هماهنگي زده شد ،حالا طي يك تغيير موضع اين بند را از اساسنامه پيشنهادي خود حذف كرده و در جلسه مجمع طي يكي دو جمله اعلام نمود كه "ما در مورد بند دال اشتباه كرديم و حالا با رويكردي ضد سرمايه داري و نه فرقه اي از خودمان انتقاد مي كنيم و آنرا تغيير داده ايم" اولا كه اين انتقاد بسيار كوتاه را در مورد بندي كه يكي از محور هاي اختلاف و در واقع بحران كميته هماهنگي بوده است و مدتها مورد بحث قرار گرفته را بهتر نبود كه مكتوب و كامل در مقاله شان مي اوردند تا همه در جريان قرار بگيرند.دوما ممكن است ايشان توضيح دهند كه چطور انتقاد ما به فرقه اي بودن و سكت بودن اين بند در اين مدت طولاني خود مي تواند فرقه اي باشد ولي انتقاد اقاي حكيمي بعد از اين همه بحران سازي ها ضد سرمايه داري است؟ آيا اين يك تغيير موضع تاكتيكي در مقطع تصويب اساسنامه جديد نيست؟و اگر واقعا اين بند را قبول ندارند و با رويكرد غير فرقه اي آنرا رد كرده اند ممكن است بگويند، مثلا اگر الان زمينه ايجاد تشكل سراسري و يا حد عقل گسترده تري وجود داشته باشد با كداميك از تشكلهاي موجود حاضرند اين تشكل فراگير ضد سرمايه داري را ايجاد نمايند؟ شما براي هيچ تشكل و گرايشي در جنبش كارگري تا به حال رسميت قائل نشده ايد و حتي حاضر به حمايت و يا كمترين همكاري نيز نشده ايد چگونه ممكن است تشكل سراسري ضد سرمايه داري ايجاد نماييد؟ بنا بر اين،اين انتقاد از خود چيزي نمي تواند باشد جز يك ادعا، كه بر پايه واقعيات استوار نيست. شما در جواب خواهيد گفت كه كارگران تشكلشان را به نيروي خود ايجاد خواهند كرد و نيازي به تشكلها و گرايشات موجود نيست.البته ما هم معتقديم كه كارگران به نيروي خود تشكلشان را ايجاد مي كنند، اما كارگران در جريان مبارزات شركت واحد مگر تشكل خود را ايجاد نكردند و مگر نه اينكه شما در جريان حمايت جهاني از انها حاضر نشديد حتي يك اطلاعيه بدهيد. ممكن است در جريان مبارزات كارگران نيشكر هفت تپه نيز اين اتفاق بيفتد و كارگران سنديكاي خود را ايجاد نمايد اما اگر آنها اساسنامه به نام تشكل ضد سرمايه داري و مُهر لغو كار مزدي نداشته باشند هم مثل كارگران شركت واحد از طرف شما بايكُت نخواهند شد؟ بنا بر اين ضروري است كه يكبار ديگر تا كيد نمايم كه در پشت هر يك از اساسنامه هاي موجود دو رويكرد و دو استراتژي متفاوت وجود داشته كه در طول حيات كميته هماهنگي و در هر گام عملي خود را نشان داده است . محمد حسين 29/8/86 kdms50@yahoo.comآدرس تماس: |
منوي اصلي لینک ویژه
به مناسبت آزادی محمود صالحی
![]() ![]() صفحه ویژه کارگران نیشکر هفت تپه صفحه ویژه اعتصاب غذا 24 ساعته گاهنامه شماره 1 موضوعات لینکهای ویژه لينکهاي روزانه موضوعات مختلف |