|
صفحه نخست| وخامت جسمی محمود صالحی | اخبار و گزارشات | مقالات | ویژه کارگران نیشکر7 تپه |
English
|
|
کمیته دفاع از محمود صالحی
لینک وبلاگ کارگران نیشکر 7 تپه
.
موزيک دیگر
|
:: اعلامیه جمعی از کارگران ایران خودرو در اعتراض به مدیریت و یاد بود پیمان رضی لو
اعلامیه جمعی از کارگران ایران خودرو در اعتراض به مدیریت و یاد بود پیمان رضی لودوستان و همكاران گرامي در حاليكه دولت با بوق كرنا اعلام كرده است در ماه رمضان ساعت كاري كاهش خواهد يافت شركت ما نه تنها ساعت كاري را كاهش نداده است بلكه با زدن از وقت چاي خودمان آنرا زياد كرده است طبق اعلام مديريتهاي سالنها ساعت شروع كار از ساعت 55/6 دقيقه به ساعت 45/6 دقيقه تغيير يافته است و از طرفي پايان كار نيز به ساعت 45/15 اعلام شده است همانطوريكه ملاحظه مي كنيم ساعت كاري حتي نسبت به زمان عادي افزايش يافته است چون مديريت دلش به حال ما سوخته و نگذاشته زمان صبحانه تلف شود دوستان خيلي از دوستان تحمل اين وضع را ندارند در اين تابستان گرم تهران با اين فشار كاري خيليها از پا مي افتند براي اينكه خيلي دوستان مريض نشوند يا مريض هستند مجبورند چيزي بخورند ولي كجا و چطوري نيروهاي حراست همچون شمشير دامكلوس بالا سر كارگر بدبخت ايستاده اگر از دست حراستيها نجات پيدا كني انجمنيها اجازه اين كار را نخواهند داد. با كمال تاسف تنها جاي امن براي كارگر دستشوئيها مي ماند نانهاي ريخته در دستشوئي نشان از اين كارها مي دهد. راستي چرا كارگران اين كار را انجام مي دهند چون كارگران اتاقهاي در بسته ندارند كه بروند در آنجا چيزي بخورند آيا راستي جاي تاسف نيست مدير حراست اعلام كرده است كه اگر كسي مشكلي دارد و نمي تواند روزه بگيرد برود در اتاقهاي در بسته چيزي بخورد كسي نيست به اين آقا بگو يد كجا ست اتاقهاي دربسته راستي آنهاي كه دم از مسلماني مي زنند و نان را بالاتر از قرآن مي دانند چه جوابي براي اين كارها دارند يكروزي داشي غضنفري بود حداقل يك اظهار نظري مي كرد ولي امروز درهاي مديريت به روي كارگران بسته شده است. مدير عامل وقتي كه به سالنها مي آيد دو روز قبل همه جا قرق مي شود مبادا كارگري با مديرعامل حرفي بزند. حراست و روابط عمومي جلسه توجيهي مي گذارند كه هيچ كارگري حق ندارد به طرف مدير عامل برود و گرنه هر چه ديديد از چشم خودتان ديديد. ماشاله مدير روابط عمومي نيز بعد از رفتن داشي غضفر كسي نه اورا ديده و نمي شناسد. مدير منابع انساني نيز جاي خود دارد. دوستان ما در روزهاي آينده كه مديريتها به سالنها خواهند آمد تا كنار كارگران افطار كنند به عنوان اعتراض سالن غذاي خوريها را ترك خواهيم كرد مگر به اين خواستهاي ما جواب بدهند. 1- ساعت كاري بايد كاهش يابد كار كردن 12ساعت ( ورود به اكثر سرويسها 30/5 و خروج از اكثر سرويسها 30/5 مي باشد) بدون خوردن و آشاميدن در اين هواي گرم و ساعت طولاني غير قابل تحمل مي باشد. ما یاد پیمان و تمام كارگرانی كه در اثر محیط های نا امن كاری به خصوص امید اولادی و همکاران تازه جان باخته مان علی اکبر شورگشتی و محمود خیام و دهها کارگر دیگر که در طی یک هفته درزمان تعطیلات تابستانی جان خودرا از دست دادند را گرامی می داریم. ما یاد همه زندانیان در بند به خصوص کارگران زندانی آقای اسالو ومحمود صالحی را گرامی می داریم و خواهان آزاذی فوری زندانیان در بند هستیم ما اعدامهای جوانان بی گناه بنام شرور را که قربانی محیطهای نا امن اجتماع می باشنند را شدیدا محکوم می کنیم. ما خواهان لغو اعدام و شکنجه علیه بشریت هستیم.
جمعی از كارگران شركت ایران خودرو ikcokar@yahoo.com :: نامه کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری به سازمان جهانی کار در شکایت به حبس فعالین کارگری
نامه کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری به سازمان جهانی کار در شکایت به حبس فعالین کارگری آقای خوان سوماویا دفتر سازمان جهانی کار Route des Morillons 4 Switzerland شماره فکس: 70. 76 . 4122799 27آگوست 2007 کمیته آزادی انجمن : در رابطه با جمهوری اسلامی ایران (پرونده شماره (2323 آقای سوماویای عزیز به دنبال مراسلات چهارم ژوئیه 2007 , بدینوسیله آی تی یو سی اطلاعات دیگری را در رابطه با شکایت خود بر علیه دولت جمهوری اسلامی ایران (پرونده شماره 2323 کمیته آزادی انجمن) تقدیم میدارد. ادامه حبس آقای محمود صالحی آقای صالحی که هنوز هم در زندان سنندج نگهداری میشود, علیرغم خطر جانی ای که وی را تهدید میکند, پس از افتادن به حالت اغما در زندان, در غروب روز 12 ژوئیه به بیمارستان توحید انتقال یافت. وی فقط مورد معاینات سرپایی بیمارستان قرار گرفت و پس از 14 ساعت به زندان بازگردانده شد. وکیل آقای صالحی, آقای شریف گزارش داد که دولت هیچگونه پی گیری ای با مقامات زندان در رابطه با شرایط حبس آقای صالحی صورت نداده است و تمام کوشش وی جهت تأمین این امر که آقای صالحی کمک های پزشکی مناسبی دریافت کنند, بی پاسخ مانده است . در تاریخ 23 آگوست آقای صالحی باردیگر بخاطر کاهش فشار خون به بخش اورژانس بیمارستان توحید برده شده و در همان روز نیز به زندان بازگردانده شد. در روز 16 ماه مه 2007 , 11 تن از اعضاء اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار ایران که در فعالیت های اول ماه مه 2007 اتحادیه در سنندج شرکت داشتند, توسط دادگاه انقلاب شهر سنندج , به اختلال در آسایش عمومی از طریق شرکت در گردهمآیی غیر قانونی و بروز "رفتار غیرمعمول", متهم گردیدند. اسامی آنها از این قرار است : خالد سواری , یدالله مرادی, حبیب الله کله کانی , فارس گویلیان , صدیق امجدی , صدیق صبحانی , عباس اندریاری , محی الدین رجبی , طیب ملائی , طیب چتانی و اقبال لطیفی . در روز چهارم آگوست 2007, شعبه 104 دادگاه کیفری عمومی سنندج آنها را به 91 روز زندان و مجازات جسمی 10 ضربه شلاق فوری محکوم نمود. تمام این 11 نفر از حق خود برای فرجام استفاده کردند. ما اطلاع داریم که این احکام تا زمان نوشتن این نامه هنوز به اجراء در نیامده است. اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار ایران به آی تی یو سی نامه ای نوشت و توجه همه را به این واقعیت جلب کرد که این احکام مدت کوتاهی پیش از روز 9 آگوست 2007 , که آی تی یو سی و فدراسیون اتحادیه های بین المللی کارگران (آی تی اف) مشترکا در همبستگی با کارگران ایران به یک اقدام بین المللی فراخوان داده بودند, به آنها تسلیم شد. هدف این احکام به دیده اتحادیه سراسری مخصوصا این بود که کارگران ایران را از پیوستن به هرگونه اقدادمی که میتوانست در آن روز در حمایت از آقای صالحی صورت بگیرد, و از حقوق اتحادیه ای در ایران دفاع نماید, باز دارد. آی تی یو سی قویا از این نظر اتحادیه سراسری پشتیبانی می کند و از این حرکت زبونانه سیستم قضایی ایران در خشم است . آی تی یو سی همچنین مستدلا بر این باور است که برخی از مقامات اجرایی کشور به تشکیل دادگاه فوق الذکر فشار آورده اند, امری که بر روی ادعای استقلال سیستم قضایی کشور سایه می افکند. علاوه بر این, دادگاه کیفری عمومی سنندج در روز 15 آگوست شیث امانی , پرزیدنت هیئت اجرایی اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار و صدیق کریمی یکی از اعضاء اتحادیه را به دو سال و نیم زندان محکوم نمود. بنا به مقررات دادگاه , که رسما در روز 15 آگوست 2007 به آنها ابلاغ شد, در مقابل پرداخت مبلغی میشود محکومیت آقای امانی را تا 6 ماه و محکومیت آقای امانی کریمی را تا یک سال کاهش داد. آقای امانی و آقای کریمی تا همینجا هم بخاطر فعالیت های اتحادیه ای خود و شرکت در بزرگداشت اول ماه مه در سنندج, ماه های چندی را در زندان بسر برده اند. آی تی یو سی از شما میخواهد این نامه را به مثابه اطلاعات تکمیلی در رابطه با شکایت ما, در اختیار کمیته آزادی انجمن قرار بدهید. گای رایدر دبیر کل :: مصاحبه نشریه نقد نو با بهزاد سهرابی
1. وضيت كنوني طبقه ي كارگرو جنبش كارگري درايران چگونه است ؟ 2. با توجه به ساختار حقوقي و قانوني كار موجود ،تاثير قراردادهاي موقت كار و سياست هاي تعديل اقتصادي را دردست يابي كارگران به حقوق خود چه گونه ارزيابي مي كنيد ؟ چه بخشي از قوانين موجود را مانع جدي تري براي رسيدن كارگران به حقوق انساني خود مي دايند ؟ 3. موانع حقوقي و قانوني پيش روي فعالان كارگري براي ايجاد تشكل هاي كارگري و فعاليت آن ها چيست ؟ آن چه در زير مي آيد، پاسخ بهزاد سهرابي به پرسش هاي ماهنامه نقدنو شماره 18 ارديبهشت،خرداد و تير 1386 است. جنبش طبقه ي كارگردر ايران ،در روند مبارزاتش از دهه هاي گذشته تا به امروز افت و خيزهاي فراواني داشته و در هر دوره يي بر اساس شرايط اجتماعي و در پي توازن قواي اش در راستاي مطالبات خود قدم هايي بر داشته است. بي شك حضور مؤثر طبقه ي كارگر و فعالان كارگري در دهه ي جاري ،به ويژه از سال 1383به بعد ،نشات گرفته از اعتراض هاي كارگران ،و فعاليت جريان ها و گروه هايي است كه از گذشته تا به امروز با تمام ضعف ها و حتي به رغم سكتاريستي بودن شان زمينه ساز فعاليت هاي كارگري در ايران بوده اند .امروز ما با درس گرفتن از تمامي ضعف ها و قوت هاي تاريخ مبارزه هاي كارگران ، براي ايجاد تشكل هاي مستقل كارگري راه دشواري در پيش داريم. سرمايه جهاني و مناسبات و طرح هاي نوليبراليسم استثمار،مالكيت خصوصي و كارمزدي را با ابزارهايي چون زندان،ارعاب،شكنجه،كشتار،جنگ،ترورو.....به جامعه ي بشري تحميل مي كند. با توجه به اين شرايط،طبقه ي كارگرو رهبران و فعا لان واقعي اش بايد هم گام و هم صدا براي دست يابي به منافع طبقاتي شان،تشكل هاي مستقل كارگري را نه تنها حول خواست هاي عاجل كارگران،بلكه در جهت افق واستراتژي منافع طبقاتي سازمان دهي ،هدايت و رهبري كنند. تشكل هايي كه خود كارگران در پايه يي ترين مباحث تا دور نماي كلي آن نقش اساسي،عملي و عيني داشته باشد و با هژموني كارگران اين تشكل ها به قدرت واقعي اين طبقه تبديل شود. جنبش طبقاتي موجود در شرايطي ادامه دارد كه مباحثي هم چون آگاهي طبقاتي و برنامه ي جنبش كارگري براي دست يافتن به قدرت سياسي ، نه قوت دارد و نه فعلا دغدغه ي طبقه ي كارگردرمعناي وسيع آن است.با اين وجود،جنبش كارگري در ايران را به جرأت مي توان يكي از جنبش هاي زنده،پويا و با خواست هاي راديكال تر از ديگر جنبش ها ي اجتماعي موجود دانست. اگر چه خواست كارگران ايران فعلا در چارچوب مطالبات صنفي و دريافت دست مزدهاي عقب افتاده و... قراردارد ، اما در شرايط پليسي موجود ،دفاع از اين حداقل مطالبات در قالب شكل هاي اعتراضي چون اعتصاب،تحصن و راهپيمايي (بايد توجه داشت هر كدام از اين اشكال اعتراضي در ايران جرم تلقي مي شود)را مي توان نشانه ي آگاهي اوليه ي كارگران براي تحقق خواست هاي خود دانست. طبقه ي كارگر ايران در شرايط سخت معيشتي و بي حقوقي مطلق، با قانون هاي ضد كارگري موجود مبارزه مي كند. وضعيت كنوني كارگران در ايران چنين است:فقر،استثمار،نبودامنيت شغلي،اخراج هاي پي در پي،تحقير،ضرب وشتم كودكان كار و خيابان ،قرارداد هاي سفيد امضا و موقت،دست مزد هاي عقب افتاده ،لشكر ذخيره ي بي كاران ،زندان و ارعاب،كار مزدي و تحميل مالكيت خصوصي درتمامي اشكال خود ، كارگران دراين سخت ترين شرايط بايد خود راسازمان دهي كنند، شرايطي كه هرگونه اعتراض كارگري درنهايت با حمله ي پليس باتوم ، گاز اشك آور و زندان پاسخ داده مي شود و كارگران حتي ازابتدايي ترين حقوق خود يعني گراميداشت مستقل روز جهاني كارگر محروم هستند و كساني كه دراين مراسم شركت كنند دستگير مي شوند و يا حكم بازداشت و تعقيب براي شان صادرمي شود.كارگران به دليل خواست امنيت شغلي ،جلوگيري ازاخراج ها و ايجاد تشكل كارگري مستقل ازدولت و كارفرما ،با انواع تهديد هاي جدي روبه روي اند . برخورد پليسي با سنديكاي شركت واحد ، كارگران بندرديلم ،كارگران پرريس سنندج و موارد بي شماري ديگرازآن جمله اند . من خود در جريان اعتصاب كارگران ريسندگي پرريس سنندج از سوي كارفرما تهديد به مرگ شدم . اعتصاب ما در تاريخ 28/05/85 بعد ازنه روز كه با خواست لغو قرارداد هاي يك ماهه ،پايان دادن به اخراج ها و ايجاد تشكل كارگر ي انجام شده بود ، با مهر و محبت پليس و لباس شخصي ها روبه رو شد و آنان با تمام عواطف انساني شان خود ما و خانواده هاي مان را مورد ضرب و شتم قرار دادند! اين كه چرا طبقه ي كارگر قادر به ايجاد تشكل هاي مستقل خود نيست، صرف نظرازموانع بي شمار، بر مي گردد به جو پليسي حاكم نه نبود آگاهي طبقاتي و درك اين ضرورت و يا تشكل پذير نبودن كارگران . كارگران درشرايطي استثمار مي شوند كه حتي از دريافت دست مزد ماهانه ي خود عاجزند . هر گونه اعتراض درمقابل بي حقوقي ها با تهديد به اخراج روبه رو مي شوند . ارگان هاي پليسي ،اداره ي كارواموراجتماعي و قوانين كار ،همگي به منظورارعاب و فشار آوردن به كارگران متحد شده اند و يك چيزرا نجوا مي كنند :"هيچ كس به جز صاحبان سرمايه حق اظهار نظر ندارند وهمه بايد تابع بي چون و چراي قوانين آنها باشند و گرنه .... "اما كارگران به رغم اين شرايط ، هرزمان كه احساس قدرت كنند و هروقت فشارمعيشتي ازحد ومرزخود خارج شود ،دست به مبارزه ي بي امان زده وازحقانيت خود دفاع خواهند كرد . قانون كار ايران كه دركليت خود قانوني ضد انساني و استثمارگرانه است، به منظورانقياد هرچه بيش تر كارگران تنظيم شده است . افزون براين كارگران درمراجعه به اداره ي كار وهيأت هاي تشخيص واختلاف با قانون هاي نا نوشته يي روبه رو مي شوند كه كاملا به نفع كارفرماست. پس درشرايط كنوني بحث برسر قوانين به هيچ وجه راه گشا نيست. چرا كه قانوني قابل اجرااست كه صاحبان سرمايه و زر و زور مشكلي در اجراي آن نداشته باشند ،چنان كه اگر قانوني اندكي هم به نفع كارگران باشد ،اجرايي نمي شود . نمونه ي آشكار آن مقاوله نامه هاي 87و 98 سازمان جهاني كاراست كه هنوز دولت ايران و اداره ي كارمنكر وجود و امضا كردن چنين مقاوله نامه هايي مي شود. اگر مبارزه هاي تاكنوني طبقه ي كارگررا با زبيني كنيم؛مي بينيم كه بورژوازي هرگز با خواست و ميل خود اندك امتيازات كارگري را هم تقديم نكرده و دست آوردهاي كنوني ،تنها با مبارزه ي سخت و خونين طبقه ي كارگر جهاني بدست آمده است. بنابراين اگركارگران منتظر صدقه ي سرمايه داري باشند ،نه تنها به سرسوزني از منافع خود نمي رسند، بلكه دست آوردهاي كنوني راهم بايد باز پس داده و سر تسليم درمقابل آنان خم كنند. كارگران تنها با اتحاد و يكپارچگي سراسري خود مي توانند به تمامي اين بي حقوقي ها پايان دهند و تنها از طريق ايجاد تشكل هاي مستقل كارگري مي توانند به اين مهم برسند . رهبران عملي بايد با ديد كارگري و بر اساس مبرم ترين نيازهاي طبقاتي به دورازهرگونه سكتاريسم و رياست طلبي ،به كار آگاه گرانه وعملي بپردازند و با حذف تمامي مناسبات غير كارگري ايجاد تشكل ها را دردستور كار قراردهند . اين تشكل ها ،هر چند كوچك ،چون براساس حضور كارگران ايجاد شده اند مي توانند زمينه سازتشكل ها ي نيرومندتر، چه ازنظر كمي و چه از نظر كيفي ، باشند هر جا كه اين امكان وجود داشته باشد بايد كارعملي را شروع كرد . بايد به اين مهم توجه داشت كه اين تشكل ها بايدهيأت اجرايي يا هيأت مديره يي داشته باشند كه كاملا پيوند روزانه ،زنده و لحظه به لحظه با اعضا برقرار كند و درهمه ي تصميم گيري ها نظر اعضاي خود را جويا شوند.جنبش كارگري درايران هرچند قدم هاي ابتدايي و اوليه ي خود را بر مي دارد و هر چند سرمايه داران هر روز، به بهانه ي واهي زيان دهي ، شمار بيش تري ازكارگران را اخراج و آن ها را وادار به قبول و تحمل فقر و فلاكت مي كنند و خواست شان را با باتوم ، پوتين ، گاز اشك آور و تهديد و ارعاب جواب مي دهند ، و هرچند خانواده هاي مزد بگيران اعم از معلم ، پرستار، كارمند و... را واداربه تسليم مي كنند، اما اين حد از بي حقوقي ها تا كي و تا كجا ادامه خوا هد داشت ؟ رهبران عملي طبقه ي كارگر با توجه به جو پليسي ، بايد با طرح ها و نقشه هاي سراسري و تا زماني كه كارگران به طورعام و همگاني خواستارايجاد تشكل هاي مستقل كارگري شوند ، خود را درتشكلي واحد سازمان دهي كنند تا با پيوند تنگاتنگ با كارگران بتوانند براساس شرايط محيطي و توازن قدرت در فرصت هاي مناسب و با آگاهي ازموقيت مناسب تشكل هاي مستقل كارگري را ايجاد وازتجارب عملي يكديگراستفاده ورهنمود لازم را كسب و قابل اجرا كنند تا شاهد پراگندگي و سردرگمي بيش تر كارگران دراين زمينه نباشيم و درمحيط كار و زندگي كارگران پيوندي طبقاتي ايجاد و زمينه ي اتحاد وهم بستگي كارگران را فراهم كنيم . با اين شيوه هم درمقابل جو پليسي مي توان مقاومت كرد و هم جمع متشكلي از كارگران را سازمان داد و آنان را براي سازمان يافتن درتشكل سراسري آماده و با آگاهي ازمطالبات و نيازها ي طبقاتي وارد فازگسترده يي با حضوربلاواسطه ي كارگران كرد. :: مصاحبه نشریه نقد نو با بهزاد سهرابی
1. وضيت كنوني طبقه ي كارگرو جنبش كارگري درايران چگونه است ؟ 2. با توجه به ساختار حقوقي و قانوني كار موجود ،تاثير قراردادهاي موقت كار و سياست هاي تعديل اقتصادي را دردست يابي كارگران به حقوق خود چه گونه ارزيابي مي كنيد ؟ چه بخشي از قوانين موجود را مانع جدي تري براي رسيدن كارگران به حقوق انساني خود مي دايند ؟ 3. موانع حقوقي و قانوني پيش روي فعالان كارگري براي ايجاد تشكل هاي كارگري و فعاليت آن ها چيست ؟ آن چه در زير مي آيد، پاسخ بهزاد سهرابي به پرسش هاي ماهنامه نقدنو شماره 18 ارديبهشت،خرداد و تير 1386 است. جنبش طبقه ي كارگردر ايران ،در روند مبارزاتش از دهه هاي گذشته تا به امروز افت و خيزهاي فراواني داشته و در هر دوره يي بر اساس شرايط اجتماعي و در پي توازن قواي اش در راستاي مطالبات خود قدم هايي بر داشته است. بي شك حضور مؤثر طبقه ي كارگر و فعالان كارگري در دهه ي جاري ،به ويژه از سال 1383به بعد ،نشات گرفته از اعتراض هاي كارگران ،و فعاليت جريان ها و گروه هايي است كه از گذشته تا به امروز با تمام ضعف ها و حتي به رغم سكتاريستي بودن شان زمينه ساز فعاليت هاي كارگري در ايران بوده اند .امروز ما با درس گرفتن از تمامي ضعف ها و قوت هاي تاريخ مبارزه هاي كارگران ، براي ايجاد تشكل هاي مستقل كارگري راه دشواري در پيش داريم. سرمايه جهاني و مناسبات و طرح هاي نوليبراليسم استثمار،مالكيت خصوصي و كارمزدي را با ابزارهايي چون زندان،ارعاب،شكنجه،كشتار،جنگ،ترورو.....به جامعه ي بشري تحميل مي كند. با توجه به اين شرايط،طبقه ي كارگرو رهبران و فعا لان واقعي اش بايد هم گام و هم صدا براي دست يابي به منافع طبقاتي شان،تشكل هاي مستقل كارگري را نه تنها حول خواست هاي عاجل كارگران،بلكه در جهت افق واستراتژي منافع طبقاتي سازمان دهي ،هدايت و رهبري كنند. تشكل هايي كه خود كارگران در پايه يي ترين مباحث تا دور نماي كلي آن نقش اساسي،عملي و عيني داشته باشد و با هژموني كارگران اين تشكل ها به قدرت واقعي اين طبقه تبديل شود. جنبش طبقاتي موجود در شرايطي ادامه دارد كه مباحثي هم چون آگاهي طبقاتي و برنامه ي جنبش كارگري براي دست يافتن به قدرت سياسي ، نه قوت دارد و نه فعلا دغدغه ي طبقه ي كارگردرمعناي وسيع آن است.با اين وجود،جنبش كارگري در ايران را به جرأت مي توان يكي از جنبش هاي زنده،پويا و با خواست هاي راديكال تر از ديگر جنبش ها ي اجتماعي موجود دانست. اگر چه خواست كارگران ايران فعلا در چارچوب مطالبات صنفي و دريافت دست مزدهاي عقب افتاده و... قراردارد ، اما در شرايط پليسي موجود ،دفاع از اين حداقل مطالبات در قالب شكل هاي اعتراضي چون اعتصاب،تحصن و راهپيمايي (بايد توجه داشت هر كدام از اين اشكال اعتراضي در ايران جرم تلقي مي شود)را مي توان نشانه ي آگاهي اوليه ي كارگران براي تحقق خواست هاي خود دانست. طبقه ي كارگر ايران در شرايط سخت معيشتي و بي حقوقي مطلق، با قانون هاي ضد كارگري موجود مبارزه مي كند. وضعيت كنوني كارگران در ايران چنين است:فقر،استثمار،نبودامنيت شغلي،اخراج هاي پي در پي،تحقير،ضرب وشتم كودكان كار و خيابان ،قرارداد هاي سفيد امضا و موقت،دست مزد هاي عقب افتاده ،لشكر ذخيره ي بي كاران ،زندان و ارعاب،كار مزدي و تحميل مالكيت خصوصي درتمامي اشكال خود ، كارگران دراين سخت ترين شرايط بايد خود راسازمان دهي كنند، شرايطي كه هرگونه اعتراض كارگري درنهايت با حمله ي پليس باتوم ، گاز اشك آور و زندان پاسخ داده مي شود و كارگران حتي ازابتدايي ترين حقوق خود يعني گراميداشت مستقل روز جهاني كارگر محروم هستند و كساني كه دراين مراسم شركت كنند دستگير مي شوند و يا حكم بازداشت و تعقيب براي شان صادرمي شود.كارگران به دليل خواست امنيت شغلي ،جلوگيري ازاخراج ها و ايجاد تشكل كارگري مستقل ازدولت و كارفرما ،با انواع تهديد هاي جدي روبه روي اند . برخورد پليسي با سنديكاي شركت واحد ، كارگران بندرديلم ،كارگران پرريس سنندج و موارد بي شماري ديگرازآن جمله اند . من خود در جريان اعتصاب كارگران ريسندگي پرريس سنندج از سوي كارفرما تهديد به مرگ شدم . اعتصاب ما در تاريخ 28/05/85 بعد ازنه روز كه با خواست لغو قرارداد هاي يك ماهه ،پايان دادن به اخراج ها و ايجاد تشكل كارگر ي انجام شده بود ، با مهر و محبت پليس و لباس شخصي ها روبه رو شد و آنان با تمام عواطف انساني شان خود ما و خانواده هاي مان را مورد ضرب و شتم قرار دادند! اين كه چرا طبقه ي كارگر قادر به ايجاد تشكل هاي مستقل خود نيست، صرف نظرازموانع بي شمار، بر مي گردد به جو پليسي حاكم نه نبود آگاهي طبقاتي و درك اين ضرورت و يا تشكل پذير نبودن كارگران . كارگران درشرايطي استثمار مي شوند كه حتي از دريافت دست مزد ماهانه ي خود عاجزند . هر گونه اعتراض درمقابل بي حقوقي ها با تهديد به اخراج روبه رو مي شوند . ارگان هاي پليسي ،اداره ي كارواموراجتماعي و قوانين كار ،همگي به منظورارعاب و فشار آوردن به كارگران متحد شده اند و يك چيزرا نجوا مي كنند :"هيچ كس به جز صاحبان سرمايه حق اظهار نظر ندارند وهمه بايد تابع بي چون و چراي قوانين آنها باشند و گرنه .... "اما كارگران به رغم اين شرايط ، هرزمان كه احساس قدرت كنند و هروقت فشارمعيشتي ازحد ومرزخود خارج شود ،دست به مبارزه ي بي امان زده وازحقانيت خود دفاع خواهند كرد . قانون كار ايران كه دركليت خود قانوني ضد انساني و استثمارگرانه است، به منظورانقياد هرچه بيش تر كارگران تنظيم شده است . افزون براين كارگران درمراجعه به اداره ي كار وهيأت هاي تشخيص واختلاف با قانون هاي نا نوشته يي روبه رو مي شوند كه كاملا به نفع كارفرماست. پس درشرايط كنوني بحث برسر قوانين به هيچ وجه راه گشا نيست. چرا كه قانوني قابل اجرااست كه صاحبان سرمايه و زر و زور مشكلي در اجراي آن نداشته باشند ،چنان كه اگر قانوني اندكي هم به نفع كارگران باشد ،اجرايي نمي شود . نمونه ي آشكار آن مقاوله نامه هاي 87و 98 سازمان جهاني كاراست كه هنوز دولت ايران و اداره ي كارمنكر وجود و امضا كردن چنين مقاوله نامه هايي مي شود. اگر مبارزه هاي تاكنوني طبقه ي كارگررا با زبيني كنيم؛مي بينيم كه بورژوازي هرگز با خواست و ميل خود اندك امتيازات كارگري را هم تقديم نكرده و دست آوردهاي كنوني ،تنها با مبارزه ي سخت و خونين طبقه ي كارگر جهاني بدست آمده است. بنابراين اگركارگران منتظر صدقه ي سرمايه داري باشند ،نه تنها به سرسوزني از منافع خود نمي رسند، بلكه دست آوردهاي كنوني راهم بايد باز پس داده و سر تسليم درمقابل آنان خم كنند. كارگران تنها با اتحاد و يكپارچگي سراسري خود مي توانند به تمامي اين بي حقوقي ها پايان دهند و تنها از طريق ايجاد تشكل هاي مستقل كارگري مي توانند به اين مهم برسند . رهبران عملي بايد با ديد كارگري و بر اساس مبرم ترين نيازهاي طبقاتي به دورازهرگونه سكتاريسم و رياست طلبي ،به كار آگاه گرانه وعملي بپردازند و با حذف تمامي مناسبات غير كارگري ايجاد تشكل ها را دردستور كار قراردهند . اين تشكل ها ،هر چند كوچك ،چون براساس حضور كارگران ايجاد شده اند مي توانند زمينه سازتشكل ها ي نيرومندتر، چه ازنظر كمي و چه از نظر كيفي ، باشند هر جا كه اين امكان وجود داشته باشد بايد كارعملي را شروع كرد . بايد به اين مهم توجه داشت كه اين تشكل ها بايدهيأت اجرايي يا هيأت مديره يي داشته باشند كه كاملا پيوند روزانه ،زنده و لحظه به لحظه با اعضا برقرار كند و درهمه ي تصميم گيري ها نظر اعضاي خود را جويا شوند.جنبش كارگري درايران هرچند قدم هاي ابتدايي و اوليه ي خود را بر مي دارد و هر چند سرمايه داران هر روز، به بهانه ي واهي زيان دهي ، شمار بيش تري ازكارگران را اخراج و آن ها را وادار به قبول و تحمل فقر و فلاكت مي كنند و خواست شان را با باتوم ، پوتين ، گاز اشك آور و تهديد و ارعاب جواب مي دهند ، و هرچند خانواده هاي مزد بگيران اعم از معلم ، پرستار، كارمند و... را واداربه تسليم مي كنند، اما اين حد از بي حقوقي ها تا كي و تا كجا ادامه خوا هد داشت ؟ رهبران عملي طبقه ي كارگر با توجه به جو پليسي ، بايد با طرح ها و نقشه هاي سراسري و تا زماني كه كارگران به طورعام و همگاني خواستارايجاد تشكل هاي مستقل كارگري شوند ، خود را درتشكلي واحد سازمان دهي كنند تا با پيوند تنگاتنگ با كارگران بتوانند براساس شرايط محيطي و توازن قدرت در فرصت هاي مناسب و با آگاهي ازموقيت مناسب تشكل هاي مستقل كارگري را ايجاد وازتجارب عملي يكديگراستفاده ورهنمود لازم را كسب و قابل اجرا كنند تا شاهد پراگندگي و سردرگمي بيش تر كارگران دراين زمينه نباشيم و درمحيط كار و زندگي كارگران پيوندي طبقاتي ايجاد و زمينه ي اتحاد وهم بستگي كارگران را فراهم كنيم . با اين شيوه هم درمقابل جو پليسي مي توان مقاومت كرد و هم جمع متشكلي از كارگران را سازمان داد و آنان را براي سازمان يافتن درتشكل سراسري آماده و با آگاهي ازمطالبات و نيازها ي طبقاتي وارد فازگسترده يي با حضوربلاواسطه ي كارگران كرد. :: شکایت نامه کنفدراسيون بينالمللی اتحاديههای کارگری (آی تی یو سی) و فدراسيون بينالمللی کارگران حمل
شکایت نامه کنفدراسيون بينالمللی اتحاديههای کارگری (آی تی یو سی) و فدراسيون بينالمللی کارگران حمل و نقل (آی تی اف) به سازمان جهانی کار در مورد دستگیری فعالین کارگری ایران آقای جوآن سوماویا دفتر سازمان جهانی کار Route des Morillons 4 CH – 1211 41 22 799.76.70شماره فاکس : سوم سپتامبر 2007 کمیته آزادی انجمن : در رابطه با جمهوری اسلامی ایران (پرونده شماره 2508) آقای سوماویای عزیز در ادامه نامه نگاری مشترک آی تی اف – آی تی یو سی به تاریخ 11 ژوئیه 2007, این دو سازمان اطلاعات بیشتری را در ارتباط با شکایت از دولت جمهوری اسلامی ایران ( پرونده شماره 2508) در اختیار شما قرار میدهد. آقای منصور اسانلو در حبس است همانطوریکه در نامه نگاری تاریخ 11 ژوئیه 2007 یادآور شدیم, آقای منصور اسانلو رئیس سندیکای رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به وسیله مأمورین لباس شخصی در شب 10 ژوئیه 2007 ربوده شد. آنها بدون آنکه مجوزی دال بر بازداشت ایشان داشته باشند, اقدام به این عمل نمودند. در تاریخ 12 ژوئیه خانواده آقای اسانلو توسط تلفن فردی ناشناس از دستگیری و نگهداری ایشان در زندان اوین اطلاع حاصل نمود. این فرد ناشناس بیان داشت که آقای اسانلو ظرف چند روز آینده آزاد خواهد شد. در بیانیه منتشره از سوی سندیکای شرکت واحد به تاریخ 12 ژوئیه ( ضمیمه نامه است ) جزئیات خشونت آمیز دستگیری آقای اسانلو توضیح داده شد و گفته شد که لباس شخصی ها در واقع مأمورین امنیتی بوده اند. این سندیکا گفت که "مسئولین قوه قضائیه گفته اند که آنها هیچ گونه حکمی جهت دستگیری و احضار وی صادر نکرده اند و این امر بخودی خود وضعیت را خطرناک تر مینماید." سندیکا همچنین خواهان حمایت و همبستگی بین المللی همه سازمان های کارگری در داخل و خارج از ایران گردید. به دنبال بیانیه سندیکای شرکت واحد, آقای سعید مرتضوی , قاضی دادگاه انقلاب در تاریخ 12 ژوئیه اعلام نمود که وی حکم دستگیری آقای اسانلو را صادر نموده است (امری که وی قبلا انکار کرده بود). به هر حال هیچ دلیلی برای دستگیری و ادامه حبس آقای اسانلو ارائه نگردیده است. آی تی یو سی و آی تی اف مطلع گشتند که دستگیری ایشان نه بر اساس تصمیم قبلی دادگاه انقلاب 28 ماه مه 2007 (به صفحه سوم نامه 11 ژوئیه مراجعه کنید), بلکه در رابطه با اتهامات نا معلوم جدید می باشد. به آقای اسانلو اجازه داده نشد که با وکلای خود (آقای پرویز خورشید و آقای یوسف مولائی) ملاقات نماید. مدتی بعد آقای مولائی اطلاع یافت که قوه قضائیه حکم بازداشت موقت یک ماهه , با امکان تمدید به یک ماه دیگر را صادر کرده است. به آقای مولانی همچنین اطلاع داده شد که در این مدت ملاقات وکلا و خانواده آقای اسانلو با وی ممنوع است. به آقای اسانلو فقط یک بار اجازه تلفن کوتاه به همسر خود در روز 13 ژوئیه داده شد. بازداشت ناگهانی آقای اسانلو جراحی چشم ایشان را که قرار بود در تاریخ 15 ژوئیه انجام بگیرد, به تعویق انداخت. این جراحی برای چشم ایشان که در اثر فعالیت های سندیکایی صدمه دیده است, ضروری بود. آی تی یو سی و آی تی اف که نگران سلامت جسم و روان آقای اسانلو بودند, از یک سو مخصوصا بخاطر نداشتن هیچگونه حق ارتباط با دنیای خارج و محروم بودن از حق گرفتن کمک قانونی و حق ارتباط با مشاوران خود, و از سوی دیگر بخاطر زیرپا نهادن حقوق اتحادیه ای در ایران, در تاریح 24 ژوئیه 2007 از تمام سازمان های وابسته بخود در سرتاسر دنیا خواست که به یک روز اقدام بین المللی در همبستگی با کارگران ایران بپیوندند. این اقدام برای روز نهم آگوست 2007 برنامه ریزی شد. آی تی یو سی و آی تی اف از همه سازمان های وابسته بخود خواست تا خواهان ملاقات با نمایندگان دیپلمات ایرانی در کشورهای خود گردند تا توجه آنها را به فعالین محبوس اتحادیه ای ایرانی , از جمله آقای اسانلو جلب نمایند. اقدامات دیگری همچون نوشتن نامه های اعتراضی رسمی یا گردهمآیی هایی جهت جلب افکار عمومی به زیرپا گذاشتن حقوق اتحادیه ای در ایران نیز پیشنهاد گردیده بود. در 25 ژوئیه 2007 همسر و وکلای آقای اسانلو از آقای حسن حداد, قاضی دادگاه انقلاب شهر تهران خواستند که اجازه بدهد با آقای اسانلو در زندان ملاقات نمایند. آی تی یو سی بویژه توجه کمیته آزادی انجمن را به این واقعیت جلب می نماید که گفته شده است به قاضی حداد همچنین معمولا بعنوان " دستیار امنیتی دادستان کل دادگاه های انقلاب تهران" نیز اطلاق میشود. این امر بارها موجب ابهاماتی شده است و همچنین ارزیابی نقش اصلی این قاضی در سیستم قضایی ایران را مشکل می سازد. آی تی یو سی از کمیته آزادی انجمن استدعا مینماید این امر را از طریق مقامات ذی الصلاح روشن نماید. به هر صورت قاضی حداد اجازه ملاقات در زندان را صادر ننمود. سپس کارمندان قاضی حداد به آقای اسانلو و وکلای وی گفتند که آقای اسانلو به جرم " تهدید به امنیت ملی" در زندان اوین هستند و به همین جهت اجازه ملاقات با خانواده و وکیل خود را ندارد. در همان روز نگهبانان زندان اوین از پذیرفتن داروهای آقای اسانلو از سوی خواهر آقای اسانلو و اعضاء هیئت مدیره سندیکا, خودداری نمودند. آقای خورشید بازهم کوشید تا در تاریخ 30 ژوئیه با قاضی حداد ملاقات کند. به او فقط باز هم از سوی کارمندان قاضی گفته شد که آقای اسانلو تا تکمیل بازجویی اجازه هیچ گونه ملاقات یا تلفن ندارد. رفتار مقامات قضایی موجب نگرانی های جدی ای در مورد وضعیت سلامت جسم و روان آقای اسانلو می گردد. هنگامیکه این اطلاعات توسط ایرانی ها و رسانه های عمومی بطور وسیع پخش گردید, تعداد بیشتری از سازمان های اتحادیه ای کشوری و بین المللی به روز اقدام بین المللی پیوستند. در نتیجه در طول این دوره تا روز نهم آگوست 2007, مقامات و نمایندگان دیپلماتیک ایران حداقل در 30 کشور از سوی اتحادیه ها و گروه های حقوق بشر نامه های اعتراضی دریافت نمودند. ضمن اینکه در برخی از کشورها نمایندگان دیپلماتیک ایران به ملاقات با فعالین اتحادیه ای موافقت کردند, سفارت خانه های ایران در استرالیا, بلژیک, فرانسه, آلمان, مالزی, تایلند و انگلستان از پذیرفتن نمایندگان اتحادیه و یا حتی قبول نامه های حاوی مطالبه آزادی آقای اسانلو و دیگر فعالین محبوس اتحادیه ای, خودداری نمودند. ( این امر خود موجب شکایت دیگری به کمیته آزادی انجمن بر علیه دولت ایران می باشد). در بلژیک مقامات ایرانی به تلویزیون بلژیک گفتند که آنها تظاهرات اتحادیه های بین المللی را در آن روز در مقابل سفارتخانه خود در بروکسل " غیرقانونی " میدانند! به آی تی یو سی و آی تی اف اطلاع داده نشده است که آیا مدت بازداشت آقای اسانلو که در تاریخ 10 آگوست به پایان میرسید , در واقع بی سروصدا تمدید شده است . بهرحال در تاریخ 12 آگوست قاضی حداد در مصاحبه با آژانس خبری ایسنا در مورد آقای اسانلو حرف هایی زد. قاضی گفت که " با مادر, همسر و خود آقای اسانلو صحبت کرده ام. ما به توافقاتی رسیدیم , اما آقای اسانلو به آن احترام نگذاشت." این بیانات با اعتراض شدید خانواده و همکاران سندیکایی ایشان روبرو شد. آنها این ادعا را بعنوان تکرارهمان طرح های قبلی مقامات جهت بازداشتن آقای اسانلو از فعالیت های اتحادیه ای می بینند. ما به ویژه در این مورد به تلاش های گذشته ای اشاره می کنیم که میخواستند به آقای اسانلو در ازای سکوت باج بدهند. جزئیات این امر در صفحه دوم نامه آی تی یو سی – آی تی اف به کمیته آزادی انجمن در تاریخ 11 ژوئیه نوشته شده است. درست روز پس از آن ادعا, خانم اسانلو نامه ای را در دو روزنامه کشور, روزنامه اعتماد و روزنا منتشر ساخت و ادعای هرگونه قول و قراری را بین آقای اسانلو و مقامات ایرانی که بر اساس آن آقای اسانلو پذیرفته باشد دست از فعالیت های قانونی اتحادیه ای خویش بردارد, ساختگی خواند. در همان مصاحبه 12 آگوست 2007, به نقل از قاضی حداد گفته شده است که : ● از آقای اسانلو خواسته شد که "روش خود را تغییر بدهد, زیرا روش او مشکلاتی را برای امنیت کشور ایجاد کرده است , اما آقای اسانلو به قاضی حداد گوش نمیدهد"؛ ● هر آنچه که آقای اسانلو در مورد تشکیل اتحادیه انجام داده است, غیر قانونی می باشد؛ ● آقای اسانلو فکر می کند که میتواند هر کاری دلش خواست بکند, زیرا او دوبار به خارج از کشور سفر کرده است ؛ چنین بیاناتی فقط این نظر آی تی یو سی و آی تی اف را تقویت می کند که آقای اسانلو بخاطر فعالیت های اتحادیه ای خود دستگیر شده است , به ویژه به خاطر موفقیت وی در جلب حمایت اتحادیه های بین المللی و به رسمیت شناختن سندیکا از سوی آنها ( به صفحه دوم نامه آی تی یو سی – آی تی اف در تاریخ 11 ژوئیه مراجعه کنید) . گفته های قاضی حداد در مورد "توافقات" با آقای اسانلو و " غیرقانونی " بودن سندیکای وی بروشنی این را بیان می کند که قصد مغشوش کردن افکار عمومی را داشته و میکوشد حمایت عمومی آشکار از اسانلو را در درون ایران نادیده بگیرد و کارگران را از متشکل شدن و پیوستن به اتحادیه های مستقل دلسرد سازد. سرانجام قاضی حداد در همان مصاحبه اعلام داشت که منصور اسانلو بخاطر "توزیع جزوه های ضد رژیمی" که "هیچ ربطی به فعالیت های اتحادیه ای وی ندارد" دستگیر شده است. آی تی یو سی و آی تی اف اینگونه برچسب ها را جهت انحراف افکار عمومی ارزیابی می کند. اگر بازداشت وی در رابطه با فعالت های اتحادیه ای او نبود, مقامات ایرانی فرصت های مناسبی داشتند تا به اعتراضات سازمان های اتحادیه ای در اقصی نقاط جهان پاسخ گویند , ولی تا آنجائیکه ما میدانیم, هیچ یک از سازمان های معترض, پاسخی در مقابل نامه های اعتراضی خود دریافت نکرده اند. از آنجائیکه آقای اسانلو به هنگام دستگیری اعلامیه هایی داشته است , آی تی یو سی و آی اف تی با تکیه بر دلایل کافی بر این باور است که آن اعلامیه ها همگی مستقیما در ارتباط با فعالیت های اتحادیه ای بوده است , از آن جمله برنامه ریزی برای انتخابات قریب الوقوع سندیکا. وکلای آقای اسانلو سرانجام قادر گشتند که در تاریخ 13 آگوست با قاضی حداد, که وعده ملاقات آنها با اسانلو را برای روز بعد داده بود, ملاقات نمایند. به آقای اسانلو اجازه داده شد که برای اولین بار از زمان 13 ژوئیه به بعد, در دیروقت شب 13 آگوست با همسر خود صحبت تلفنی داشته باشد. در روز 14 آگوست , آقای اسانلو قادر گشت با وکلای خود ملاقات نماید. به دنبال آن, آقای مولایی به آژانس خبری ایسنا اطلاع داد که آقای اسانلو ظاهرا مورد ضرب و شتم جسمی در زندان قرار نگرفته است , اما هنوز هم آثار ضرب و شتم هنگام دستگیری در وی هویدا بود. آقای اسانلو همچنین از وضعیت بد چشمان خود در رنج بوده است . با دستگیری ایشان, عمل جراحی چشم وی که برای 15 |