تبليغاتX
کمیته دفاع از محمود صالحی
کمیته دفاع از محمود صالحی
صفحه نخست| وخامت جسمی محمود صالحی | اخبار و گزارشات | مقالات | ویژه کارگران نیشکر7 تپه | English

:: گزارش ۱ مه ۲۰۰۷ سنندج ماتيلدا
گزارش ۱ مه ۲۰۰۷ سنندج
 
امروز….
 
 
مثل هميشه نه، زودتر از هميشه بيدار شده ام. اما چشمهايم را باز نميكنم. امروز سركار نميروم. نميدانم چه احساسي دارم. همانطور با چشمهاي بسته دست ميكشم و يك كتاب از توي كتابخانه ي كنار دستم بر ميدارم. ميخوانم: تو را دوست دارم چون نان و نمك/ چون لبان گر گرفته …/ كتاب و چشمهايم را ميبندم. سعي ميكنم بخوابم. ياد تو مي افتم. شايد داري يك چيزي ميخواني، يك چيز به قول خودت بدرد بخور! فقط همين! چند ثانيه بيشتر طول نميكشد. تو هم كاري نميتواني بكني. لج ميكنم. يك كتاب ديگر بر ميدارم و بنا ميكنم خواندن تا ساعت 30/9. با عجله صبحانه ام را ميخورم. مانتويم را ميپوشم و روسري، نه ممكن است توي شلوغي از سرم بيفتد. مقنعه ميپوشم و تا جايي كه ميشود آنرا عقب ميكشم. مادرم ميايد توي اتاق. خودم را ميزنم به نديدن. نگاهم ميكند و ميپرسد كجا ميروي. فقط ميگويم كار دارم. ميگويد نرو. راه ميافتم. از تاكسي كه پياده ميشوم. جمعيت را ميبينم. داخل جمعيت ميشوم، نفس ميكشم بوي خودم را ميدهند. كنار مردي مي ايستم و سعي ميكنم آرام باشم. پسرجواني شكلات تعارف ميكند. بر ميدارم. پلاكاردها را كه باز ميكنند تمام رگهاي من هم باز ميشود. 1 مه روز جهاني كارگر مبارك! من مرتب اطراف را نگاه ميكنم. دستهايم هم ميلرزد. پلاكاردها هنوز كاملا باز نشده اند كه نيروي انتظامي مانع ميشود. جمعيت بنا ميكنند كف زدن واعتراض كردن كه حق داريم و امروز روز ماست. من بازهم نگاه ميكنم. چند نفري روي لبه ي جوي كنار خيابان ميايستند و از ميان آنها يكي با صداي بلند ميخواند كه روز جهاني كارگر روز اتحاد و همبستگي طبقاتي ماست. صداي شادي ميپيچد. مردم از دور نگاه ميكنند. تمام پنجره هاي خانه هاي اطراف را بازكرده اند. هنوز قطعنامه تمام نشده كه نيروي انتظامي با شدت بيشتري برخورد ميكند. من دسته ي كيفم را محكم گرفته ام. ميدانم چه احساسي دارم. دندانهايم روي هم چفت شده اند و سعي ميكنم نگذارم مردي را سوار ماشين كنند. جمعيت يك صدا ميغرد كه محمود صالحي آزاد بايد گردد. نيروي انتظامي جمعيت را به كوچه ي فرعي ميكشاند. همه سعي دارند نگذارند كسي بازداشت شود. زنها بيشتر درگيرند. جمعيت به طرف خيابان اصلي راه ميافتد. من خودم را گم ميكنم. خودم را يادم ميرود. با آنها راه ميروم. با آنها مي ايستم. ماشينها كه مي آيند دستهايم عرق ميكنند. مي ايستم كنار ديوار. جمعيت كمتر شده باتومها را محكمتر ميزنند. احساس كوفتگي ميكنم. از دور ميبينم كه اسپري ميپاشند. من تنها يك قدم از كنار ديوار فاصله ميگيرم. تنها يك قدم. صداي خرد شدن چراغ ماشيني را ميشنوم و همزمان صداي سنگيني وزن پسري كه محكم ميكوبندش به كف ماشين. مي دوم و از عرض خيابان عبور ميكنم. لبهايم ميلرزند و هنوز ميدانم چه احساسي دارم. چند متر بيشتر نميتوانم راه بيايم. از تاكسي كه پياده ميشوم مادرم را ميبينم جلوي در ايستاده است. از كنارش ميگذرم.اعتنا نميكنم. بدون اينكه لباسهايم را در بياورم مي ايستم جلوي كتابخانه. چشمهايم را نميبندم. كتاب كوچكي را بر ميدارم و ميخوانم: در كشور من كوهي است/ در سرزمين من رودخانه ئي است / با من بيا/ شب از كوه بالا ميرود/ گرسنگي با رودخانه سرازير است/ با من بيا/ آنان كه در رنجند كيانند؟/ نميدانم اما مردم منند/ با من بيا.
 
 
ماتيلدا
شعرها به ترتيب از ناظم حكمت و پابلو نرودا هستند.
:
( | : | لينک ثابت | )
:: اعتراض کنگره کار کانادا ( سی ال سی ) به دستگیری محمود صالحی

اعتراض کنگره کار کانادا ( سی ال سی ) به دستگیری محمود صالحی

پرزیدنت
کنث وی جورجیتی


اپریل ٢٠٠٧-فروردین ١٣٨٦

16 آوریل 2007

آیت الله سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران جماران تهران, ایران

سید علی خامنه ای عزیز:

به نمایندگی از طرف بیش از سه میلون کارکنان زن و مرد وابسته به کنگره کار کانادا (CLC), این نامه را مینویسم تا نگرانی عمیق خود را در رابطه با دستگیری محمود صالحی ابراز کنم.

محمود صالحی یکی از اعضایی ایجاد کننده کمیته نانوایان در شهر سقز و همچنین از اعضایی بوجود آورنده کمیته هماهنگی است که در تاریخ 9 آوریل به زندان منتقل شده است. دستگیری ناگهانی که حتی به او اجازه داده نشده که خانواده و وکیل اش را هم مطلع کند. اطلاعاتی که ما بدست آورده ایم مبنی بر آنست که دولت شما چند فعال کارگری دیگر را هم در تاریخ 6 و 10 آوریل دستگیر کرده است.

ما اعتقاد داریم که دلیل دستگیری محمود صالحی مبنی بر تماس گرفتن ایشان با نمایندگان ICFTU در تاریخ 29 آوریل 2004 میباشد. پس از این تماس وی و چند نفر دیگر از فعالین کارگری در شهر سقز به دلیل برگزاری مراسم اول ماه می دستگیر شدند. مسئولین این فعالین را مدت سه سال است برای صدور حکم و همچنین دادگاههایی طولانی منتظر نگه داشته اند.

با اطلاعات داده شده آقایی صالحی به 4 سال زندان محکوم شد که توسط وکیل ایشان تقاضای فرجام شد. به این فرجام مخالفت شده است و دادگاه حکم قبلی را به یکسال زندان و سه سال حبس تعلیقی تبدیل کرد.

متاسفانه به محمود صالحی اطلاع داده نشده که با فرجام مخالفت شده است. در تاریخ 9 آوریل 2007 مسئولین به محل کار وی رفته و با ایشان گفته اند که مسئولین قصد دارند با وی در مورد مراسم اول ماه می صحبت کنند. اما او دستگیر شده و به زندان سنندج در نزدیکی شهر سقز منتقل شده است.

سازماندهی مراسم اول ماه می تحت هیچ شرایطی جرم محسوب نمیشود, که بدنبال خود زندان داشته باشد. اتحادیه خبازان حق قانونی خود که در مواد 87 و 98 سازمان جهانی کار آمده را استفاده کرده است.

فعالیت محمود صالحی برای آن است که کارگران سازمان مستقل خود را بوجود آورند.این یک حق قانونی کارگران ایران است. در حقیقت در همه جا کارگران از حقوق اقتصادی, سیاسی و حقوق بشر خود دفاع میکنند.

ما به کار خود با کنفدراسیون بین المللی اتحادیه ها ( آی تی یو سی) جهت زیر نظر داشتن وضعیت حقوق کارگران در ایران ادامه خواهیم داد.

من مصرانه از شما میخواهم به فوریت اقدام نمایید تا این احکام صادر شده در مورد آقایی صالحی و دیگر رهبران کارگری لغو شود . و حقوق کارگران برسمیت شناخته شود. دوباره از شما میخواهم که از بکار بردن خشونت در مورد کارگرانی که از حقوق خود دفاع میکنند امتناع ورزید.

با احترامات

کنث وی جورجیتی پرزیدنت

رونوشت به:

مقامات و قائم مقام های اجرایی سی ال سی

کمیته اجرایی سی ال سی

گای رایدر, رئیس آی تی یو سی

جناب پیتر مک کی, وزیر امور خارجه کانادا

جناب ژان پیر بلاکبورن , وزیر کار کانادا

محمود احمدی نژاد, رئیس جمهور ایران

:
( | : | لينک ثابت | )
:: نامه گای رایدر دبیرکل کنفدراسیون اتحادیه های جهانی کارگری به احمدی نژاد

نامه گای رایدر دبیرکل کنفدراسیون اتحادیه های جهانی کارگری به احمدی نژاد

گای رایدر


اپریل ٢٠٠٧-فروردین ١٣٨٦

آقای محمود احمدی نژاد،
ریاست جمهوری اسلامی ایران،
خیابان فلسطین، تقاطع آذربایجان، تهران، ایران
فاکس:982166495880
29 فروردین ماه 1386 جناب رئیس جمهور،

کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری(آی تی یو سی) بی نهایت نگران وخامت دائمی وضعیت حقوق اتحادیه کارگری و سایر حقوق بنیادین بشر در جمهوری اسلامی ایران است. در دو هفته گذشته روزانه از دستگیریهای اعضای اتحادیه های کارگری توسط دولت شما در شهرهای مختلف ایران گزارش رسیده است.این سرکوب بویژه جنبش مستقل معلمان و گروهی از فعالان اتحادیه های کارگری را که جمعا به "گروه هفت نفره سقز" معروف هستند هدف قرار داده است. این گروه سالهاست که آماج آزارهای بی رحمانه و وحشتناک قضایی هستند. ما برای این باور خود دلایل محکمی داریم که این افزایش ناگهانی سرکوب ضد کارگری به این جهت طراحی شده است تا پیشاپیش، قبل از روز جهانی کارگر؛اول ماه می 1386، جنبش مستقل کارگری را در ایران از ترس به رخوت و تسلیم وادارد. جنبش بین المللی اتحادیه های کارگری به سهم خود مصمم است از کارگران ایران و خواسته های بحقشان در برگزاری آزادانه روز اول ماه می بدون ترس از دستگیری و سایر آزار و اذیت ها حمایت کامل سیاسی و اخلاقی کند.

در عین حال من به این جهت می نویسم که به شما برای آزادی فوری همه فعالان و رهبران کارگری بازداشت شده توصیه کنم. همزمان احساس می کنم مجبورم باطلاعتان برسانم که بخاطر حملات جدید توسط مقامات ایران علیه فعالیتهای بحق مشروع اعضای اتحادیه های مستقل کارگری در ایران من هیچ گزینه دیگری بجز طرح یک شکایت رسمی و جدید علیه دولت شما به بخش مربوطه در سازمان جهانی کار ندارم. شکی وجود ندارد که در نتیجه این شکایت وجهه کشور شما در نظر جامعه بین المللی در حوزه حقوق بشر و حقوق اتحادیه های کارگری خراب خواهد شد.

1- دستگیری رهبران و اعضای انجمن های مستقل معلمان

همانطور که بدون شک جنابعالی آگاهی کامل دارید صدها نفر از رهبران و اعضای سازمانهای معلمان در شهرهای مختلف ایران از زمانی که در 18 اسفند ماه 1385، علیه کوتاهی مجلس در تصویب لایحه نظام پرداخت همآهنگ در سراسر کشور تظاهرات عمومی کردند تاکنون دستگیر شده اند. معلمان از زمان آغاز به کار جمهوری اسلامی در ایران برای دستیابی به حقشان در دستمزد برابر با سایر کارکنان دولت، افزایش مستمر دستمزد و حق تشکیل اتحادیه های کارکنان مبارزه کرده اند. لایحه نظام پرداخت همآهنگ حداکثر امید معلمان در سراسر ایران برای دریافت دستمزدی معقول است. معلمان همواره در دستیابی به این حقوق فعالانه مبارزه کرده اند و بطور مکرر حداقل از بهمن ماه 1381 مورد سرکوب خشونت بار قرار گرفته اند. اما دولت شما سرکوب معلمان را از اسفند ماه 1385 بطور چشمگیری شدت داده است.

در شب 18 اسفند ماه 1385 ،حوالی نیمه شب، عوامل لباس شخصی از وزارت امنیت و اطلاعات به خانه بیش از 20 نفر از رهبران اتحادیه های صنفی معلمان هجوم بردند که تعدادی از آنها عبارت بودند از آقایان علی اکبر باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران (اختصار انگلیسی تی تی ای آی) و بهشتی سخنگوی این کانون، و همچنین آقای علیرضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران (اختصار انگلیسی تی ای) و آقایان محمد داوری و علی پورسلیمانی اعضای شورای همآهنگی تشکل های صنفی معمان که متشکل از 34 تشکل صنفی معلمان است. همه آنها بدون هیچ حکم جلبی یا بدون اینکه تفهیم اتهام بشوند دستگیر شدند و به مکانهای نامعلومی برده شدند. در حالی که همه آنها روز بعد آزاد شدند اما دوباره بسیاری از آنها مجددا دستگیر شدند. هر چند در این میان انجمن های معلمان توافق کردند که تا برگزاری جلسه ای که قرار بود در مجلس با شرکت وزیر آموزش و پرورش در تاریخ 22 اسفند ماه 1385 برگزار شود همه اعتراضاتشان را به حالت تعلیق در بیاورند. اما یک روز قبل از آن ( روز 21 اسفند ماه) در شهر کرمانشاه مسئول کانون صنفی معلمان در کرمانشاه؛ آقای صادقی که قرار بود در جلسه مجلس شرکت کند به اتهام نامعلومی دستگیر شد. زمانی که همه اعضای کانون صنفی معلمان در کرمانشاه به مسئولین در استان مراجعه کردند تا علت دستگیری را بدانند دو معلم دیگر به نام های آقایان حشمتی و توکلی بازداشت شدند. روز بعد در جلسه ای که در مجلس تشکیل شد، وزیر آموزش و پرورش شرکت نکرد. رهبران سازمانهای صنفی معلمان به جای ایشان با نمایندگان وزارت اطلاعات و امنیت و نیروهای انتظامی در جلسه مواجه شدند. آنها تهدید شدند و سخنگوی هئیت رئیسه مجلس آقای کوهکن با آنها با بی احترامی کامل رفتار کرد.

در نتیجه این آشفتگی وضعیت در برگزاری جلسه گفتمان در مجلس، تجمع معلمان در مقابل مجلس برای 23 اسفند ماه برنامه ریزی شد. این تجمع با یک سرکوب و خشونت حساب شده و برنامه ریزی شده توسط نیروهای امنیتی مواجه شد. شرح جزئیات این حادثه – و بسیاری از حوادث دیگری که در روزهای بعد از آن اتفاق افتاد- در شکایتی که بمنظور ارسال به سازمان جهانی کار در این زمینه تهیه می شود ارائه خواهد شد. اما من در اینجا با شدیدترین لحن ممکنه بازداشت بیش از 300 معلم را محکوم می کنم. تعداد پنجاه تا شصت نفر از آنها در مقابل مجلس بازداشت شدند که علی اکبر باغانی دبیر کل و بهشتی لنگرودی سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران، و علیرضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران نیز در میان بازداشت شدگان بودند.

سایر بازداشت شدگان در همان روز عبارت بودند از محمد داوری، علی پورسلمانی، قشقاوی، بداغی، نورا.. اکبری، اکبر پروشی، محمد رضا خاکبازان، محمد باقری، احمد براتی، اکرم حسنی، زهرا شاد، فرشته صباغی، نرگس پیله فروش. همچنین چهار نفر از دبیران مدارس نوجوان انقلاب شامل طاهری، قرجاوند، محمد بیگی، و نوروز و همچنین سجاد خاکسار که در حال تهیه گزارش برای نشریه "قلم معلم" بود بازداشت شدند. حدود 50 نفر از معلمان بازداشت شده شامل مسئولین انجمنهای صنفی معلمان با اتوبوس ابتدا به ادارات اطلاعات و امنیت در خیابان وحدت اسلامی و از آنجا به زندان مخوف اوین منتقل شدند. در 28 اسفند ماه رئیس قوه قضائیه آیت ا.. هاشمی شاهرودی تاکید کرد که معلمانی که تظاهرات کردند از حقوق شهروندی برخوردارند و نباید دستگیر می شدند. ایشان به همه دادستانها دستور داد که معلمان بازداشتی را در حوزه سرپرستی خود آزاد کنند. علیرغم این حکم چهارده نفر از رهبران اتحادیه های صنفی معمان برای مدت 16 روز در طی تعطیلات نوروزی سال نو، روزهایی که در زمره مهمترین تعطیلات در ایران است (از اول تا 13 فروردین ماه 1386) در زندان باقی ماندند . دولت شما بدنبال دستگیری توده وار معلمان در 23 اسفندماه، برای جلوگیری از اعتراضات بیشتر دستور داد که همه مدارس تهران قبل از تعطیلات نوروز یعنی از تاریخ 25 اسفندماه تعطیل شوند.

معلمان و نمایندگان سازمانهای آنها به همان اندازه که فشار عمومی را برای تصویب لایحه نظام همآهنگ پرداخت توسط مجلس حفظ می کردند و بی وقفه با سرکوب قاطعانه دولت شما مواجه می شدند. حوادثی که جزئیات آن در شکایتی که برای ارائه به آی ال او در دست تهیه است ارائه خواهد شد دربرگیرنده موارد ذیل است:

●دستگیری رهبران و اعضای کانون صنفی معلمان در شهر همدان در 18 فروردین ماه 1386 که اسامی 39 نفر از آنها در شکایت به آی ال او ارائه شده است. هر چند برخی از آنها از آن تاریخ به بعد آزاد شدند اما تا لحظه تهیه این نامه هنوز بین 9 تا 15 نفر از آنها در بازداشت بسر می برند که علی صادقی، محمودی، انصاری، فروزانفر و رفاهیت از جمله آنها هستند. ما شرح جزئیات این شرایط غیر قابل پذیرشی که تحت آن این افراد بازداشت شدند در اختیار داشته و به آی ال او ارائه خواهیم کرد.

●حضور اجباری تعدادی از فعالان کانون صنفی معلمان ایران در دادگاه تهران در تاریخ 19 فروردین ماه 1386 و بدنبال آن بازداشت آنها در زندان اوین که محمد تقی فلاحی، سید محمود باقری، و آقای منتجبی از جمله احضار و بازداشت شدگان هستند.

●دستگیری سه تن دیگر از معلمان عضو کانون صنفی معلمان در 25 فروردین ماه به نامهای حمید پوروثوق، محمد رضا رضایی، و علیرضا اکبر نابی که با یک حکم اجباری برای بازجویی به دادگاه فراخوانده شده و بدنبال آن بازداشت و به اوین منتقل شدند.

●تهدید و اخطار علیه اعتصاب کنندگان توسط مقامات امنیتی در قوچان در تاریخ 22 فروردین ماه 1386،

●احضار و بدنبال آن بازداشت دو تن از معلمانی که اسامی آنها نامشخص است در مرند در 26 فروردین ماه 1386،

●اخراج اجباری معلمانی که در اعتصاب اسلامشهر شرکت کرده بودند در 26 فروردین ماه 1386،

●آخرین مورد که البته به معنای کم اهمیت ترین مورد نیست، مربوط به بازداشت جدید دبیر کل کانون صنفی معلمان آقای علی اکبر باغانی در محل کارش؛ مدرسه راهنمایی رشد در منطقه 7 تهران در تاریخ 27 فروردین ماه 1386 است.

آقای رئیس جمهور، برای آی تی یو سی کاملا روشن است که همه این دستگیری ها، تهدید ها و سایر اقدامات ارعاب آور علیه معلمان و نمایندگان سازمانهای مشروع آنها به این خاطر طراحی شده است تا مانع آنها در دستیابی به حق بنیادینشان درآزادی تجمع و پیمان دسته جمعی شده و آنها را از اینکه در روز اول ماه می 1386 یا قبل از آن به یک اقدام جمعی دست بزنند، بترساند. چنین اقدامات نفرت انگیزی توسط همه اتحادیه های آزاد کارگری در سراسر جهان کاملا محکوم خواهد شد.

2- سرکوب مجدد گروه "هفت نفره سقز"

آی تی یو سی همچنین از فشار مستمر علیه محمود صالحی، عضو موسس کمیته انجمن صنفی کارگران نانوایی سقز (در استان کردستان)و عضو موسس و سخنگوی کمیته همآهنگی برای ایجاد تشکلهای کارگری که مجددا در تاریخ 20 فروردین ماه 1386در محل انجمن کارگران نانوایی که در آن فعال بود، دستگیر شد، بی نهایت اظهار ناخرسندی می کند. محمود صالحی به اداره دادستانی احضار و از آنجا به بازداشگاه منتقل شد.

سابقه "گروه هفت نفره سقز" و محکومیت اولیه – اردیبهشت 1383 تا آذرماه 1384

همانگونه که مطلع هستید آی تی یو سی - یا همان آی سی اف تی یو سابق - پرونده محمود صالحی را به همراه شش فعال دیگر اتحادیه های کارگری که مشترکا به "گروه هفت نفره سقز" معروفند، از اول ماه می 1383 از نزدیک دنبال کرده است. در اول ماه می 1383 هفت نفر از همکاران ما دستگیر شدند و به تعدادی از جرایمی متهم شدند که همه آنها به فعالیتهای مشروع اتحادیه کارگری از جمله سازماندهی تجمع اول ماه می سال 1383 در سقز مربوط بود. آی سی اف تی یو بویژه از این حقیقت متاسف شد که دستگیری این گروه آشکارا بخاطر تماس با هئیت آی سی اف تی یو در ایران در تاریخ 10 اردیبهشت ماه 1383 مربوط می شد. در حقیقت، دادستان دادگاه انقلاب سقز علنا این مورد را در جریان اولین دادرسی علیه محمود صالحی و همکارانش مطرح کرد. شما مطمئنا به یاد خواهید آورد که همه این هفت نفر پس از اعتصاب غذا در اعتراض به دستگیری خود و بدرفتاری در دوران بازداشت و بدنبال یک کارزار وسیع بین المللی اتحادیه های کارگری علیه دولت شما، با وثیقه ای سنگین آزاد شدند.

در نتیجه دادگاه اولیه این افراد که در فروردین ماه 1384 برگزار شد و قاضی آن طیاری بود محمود صالحی در تاریخ 18 آبان ماه 1384 بخاطر "تبانی و توطئه در ارتکاب به جرم" به 5 سال زندان و سه سال تبعید در شهر قروه محکوم شد. همکار ایشان جلال حسینی هم که عضو انجمن کارگران نانوایی شهر سقز بود به سه سال زندان محکوم شد در حالی که محسن حکیمی، برهان دیوانگر و محمد عبدی پور هر سه در 21 آبان ماه 1384 به دو سال زندان محکوم شدند. آنها به اتهام "تلاش برای بر هم زدن امنیت ملی با مشارکت در تجمع غیر قانونی" ظاهرا جشن اول ماه می سال 1383 مجرم شناخته شدند. هادی تنومند و اسماعیل خودکام تبرئه شدند. به عبارت دیگر پنج نفر از گروه هفت نفره در مرحله اولیه دادرسی به اتهام فعالیتهای قانونی اتحادیه کارگری محکوم شدند در حالی که دو نفر دیگر تبرئه شدند.

وکلای مدافع متهمین متعاقبا تقاضای تجدید نظر در احکام را به بخش 7 دادگاه تجدید نظر استان کردستان ارائه کردند. دادگاه تجدید نظر به ریاست قاضی محمد مستوفی رئیس بخش 7 دادگاه تجدید نظر و دستیاری مشاور دادگاه آقای حمید رضا حسن پور تشکیل شد. همه متهمین کاملا از همه اتهامات تبرئه شدند.

سایر آزارهای قضایی "گروه هفت نفره سقز" – از مهرماه 1385 تا آذرماه

آزارهای قضایی علیه "گروه هفت نفره سقز" علیرغم تبرئه در دادگاه تجدید نظر به اینجا ختم نشد. شما جناب رئیس جمهور مطمئنا به یاد خواهید آورد که چگونه بعد ها آی سی اف تی یو، اتحادیه های ملی وابسته به آن در همه کشورهای دنیا، همچنین همه شرکای ما و فدراسیون های جهانی اتحادیه های کارگری (گافز) از زمان صدور اولین احکام به دفعات متعدد برای شما نامه نوشته اند.در واقع همه ما بطور منظم در دوره های متعددی که فقط می تواند تحت عنوان آزار عنان گسیخته قضایی علیه "گروه هفت نفره سقز" تشریح شود، به شما اعتراض کرده ایم . ما همچنین بعد از دومین آئین دادرسی تجدید نظر که در مهرماه و آبان ماه سال 1385 در جریان بود به این اعتراضها ادامه دادیم.

آی تی یو سی مجددا یکبار دیگر در تاریخ 13 آذر ماه 1385 بعد از آنکه محمود صالحی در تاریخ 20 آبان ماه همان سال توسط دادگاه انقلاب بخاطر "تجمع در تبانی و توطئه علیه امنیت ملی"طبق ماده 610 قانون مجازات اسلامی به چهار سال زندان محکوم شد، به شما اعتراض کرد. ما همچنین احکامی که علیه جلال حسینی و محسن حکیمی در تاریخهای 20 آبان ماه و 7 آذر ماه سال 1385 صادر شد و طبق آن هر کدام به دو سال زندان به جرم مشابه محکوم شده اند را باطل می دانیم. ما از تبرئه محمود عبدی پور که پرونده اش مانند سایرین به دادگاه انقلاب سقز ارجاع شده بود بسیار سپاسگزاریم. اما محکومیت برهان دیوانگر را به دو سال زندان که حکم آن در 25 مهرماه سال 1385 صادر شد، محکوم می کنیم.

تناقضات در آخرین دادگاه تجدید نظر – اسفند ماه 1385

در آذرماه 1385 وکیل محمود صالحی تقاضای تجدید نظر در حکم صادره علیه ایشان را داد و آخرین دادگاه تجدید نظر در 20 اسفند 1385 برگزار شد. ما در جریان جزئیات کامل چگونگی برخورد مسئولین قضایی شما در تشریفات آخرین دادگاه تجدید نظر ایشان توسط منابع اطلاعاتی خود قرار گرفتیم. روش برخورد با پرونده صالحی و سایر همکاران ایشان فقط یک توهین به معیارهای شهروندی در نظام اجرایی قضایی است. این بدون هیچ چون و چرایی غیر قابل پذیرش است.

دادگاه پایانی تجدید نظر محمود صالحی، جلال حسینی و محسن حکیمی در روز یکشنبه 20 اسفند ماه در بخش 7 دادگاه تجدید نظر کردستان به زور برگزار شد. هر سه این متهمین به همراه وکیلشان؛ آقای محمد شریف طبق احضاریه دادگاه راس ساعت 9 صبح در محل دادگاه تجدید نظر کردستان حاضر شدند. بعد از کمی تاخیر به آقای شریف اطلاع دادند که محمد مستوفی قاضی سرپرست بخش هفت در مرخصی است. طبق روال معمول آقای شریف به منشی دادگاه حضور خود و موکلینش را در دادگاه اعلام کرد و در حال ترک دادگاه بود که منشی از آنها خواست منتظر بماند تا ایشان به رئیس دادگاه اطلاع دهد. یک ساعت بعد به آنها اطلاع دادند که دادگاه بالاخره برگزار خواهد شد. دادگاه ساعت 10:45 صبح به ریاست قاضی صادقی برگزار شد.

هر چند ممکن است که شما بخاطر مسئولیت سنگین اداری تان بطور کامل در جریان جزئیات پرونده قرار نداشته باشید اما اشاید علاقمند باشید که در باره پیشینه این تغییردر ترکیب دادگاه در آخرین لحظه بدانید. در اولین دستگیری گروه هفت نفره سقز در اردیبهشت ماه 1383 آقای صادقی دادستان شهر سقز بود و بنا براین شخصا احکام دستگیری هر هفت نفر این همکاران عضو اتحادیه های کارگری را امضا کرده بود. در دومین دادرسی که در دادگاه انقلاب سقز در آبان ماه 1385 برگزار شد ایشان رئیس اداره دادگستری در شهر سقز بودند. قاضی ای که علیه صالحی و سه نفر دیگر در آن دادگاه حکم صادر کردهمین آقای صادقی بعنوان قاضی جانشین بود. در حالی که حکم فقط بعداز تائید آقای صادقی تصویب می شد. به عبار ت دیگر، صالحی و همکارانش در اسفند ماه 1385 در دادگاه تجدید نظرتوسط همان قاضی ای محاکمه می شدندکه دادستان زمان دستگیری اولیه آنها در اردیبهشت سال 1383 بود و همان کسی که حکم آنها را که توسط دومین دادگاه در آذرماه 1385 صادر شده بود تائید کرد. تحت هر معیار آئین دادرسی معقول قضایی این فقط یک بی شرمی تلقی می شود و بی شک جامعه بزرگ بین الملل نمی تواند این موضوع را بپذیرد که چرا باید آقای صادقی کسی که نه تنها دستور بازداشت اولیه متهمین را صادر کرده بلکه کسی که حکم اولیه را تائید کرده بود در دادگاه نهایی تجدید نظرجایگزین آقای محمد مستوفی قاضی مسئول بخش هفت دادگاه تجدید نظر استان کردستان می شود.

دستگیری محمود صالحی در فروردین ماه 1386

این که در اخرین دادرسی در 20 اسفند ماه 1385 هیچ حکم رسمی ای صادر نشده بود تقریبا عجیب بود. نه وکیل و نه متهمین هیچ کدام بطور رسمی از نتیجه دادرسی اطلاع پیدا نکردند. اما در 20 فروردین ماه 1386 خبرگزاری کار ایران، ایلنا گزارشی به نقل از محمد شریف وکیل صالحی مبنی براین که موکل ایشان دستگیر شده است داد. بعدها آی تی یو سی مطلع شد که یکی از فرماندهان اداره حفاظت و حراست نیروهای انتظامی سقز حدود ساعت یک بعد از ظهر به محل کار صالحی در انجمن صنفی نانوایان آمده بود. این فرمانده از آقای صالحی خواست که برای مذاکراتی با فرماندار و داستان شهر سقز پیرامون جشن اول ماه می امسال به دفتر دادستانی برود. اما به محض ورود صالحی به اداره دادستانی ایشان مطلع شد که دادگاه تجدید نظر کردستان حکم نهایی صادر کرده و ایشان را به یکسال زندان و سه سال تعلیقی محکوم کرده است. در همان محل ایشان دستگیر و بازداشت می شود در حالی که حق تماس با وکیل و خانواده هم نداشت.

صالحی سپس به حکم صادره و دستگیری اش اعتراض کرد و از امضای حکم سرباز زد. وقتی که مقامات با تهدید همکاران صالحی و خانواده اش که اعلام کردند که شهر سقز را به اعتراض فرا خواهند خواند مواجه شدند، صالحی اجازه یافت با خانواده اش تلفنی صحبت کند. به این ترتیب خانواده صالحی متوجه شدند که ایشان به سنندج مرکز استان کردستان منتقل شده است. بعد از آن ما توانستیم محل بازداشت صالحی را در زندان مرکزی شهر سنندج، بند 7 ، سلول 3 تعیین کنیم.

حمله نیروهای امنیت به اجتماع کارگران در حمایت از صالحی

در 27 فروردین ماه نیروهای امنیتی بطور خشونت باری تجمع حمایت از آزادی صالحی را مختل کردند. این تجمع در محل کار محمود صالحی یعنی شرکت تعاونی مصرف کارگران سقز توسط دهها کارگر و فعال کارگری که بیشتر آنها کارگران نانوایی سقز بودند برگزار شد. آنگونه که گزارش شده نیروهای غیر سمی امنیتی و لباس شخصی به کارگران با باتون و گاز اشک آور حمله کردند؛ چند کارگر طبق گزارش زخمی شدند. دو نفر از "گروه هفت نفره سقز" جلال حسینی (محکوم به 2 سال زندان در تاریخ 20 آبان 1385) و محمد عبدی پور(تبرئه شده در دادگاه تجدید نظر در همان ماه) به دادستانی احضار شده بودند تا مانع حضور آنها در این تجمع شوند. عبدی پور تا پایان مراسم در اداره دادستانی در بازداشت بود و حسینی تهدید شد که او بخاطر حکمش نباید در این تجمع تحت هیچ شرایطی شرکت کند. همچنین گزارش شده است که پسر 17 ساله محمد صالحی ساماراند صالحی در جریان این تجمع دستگیر شد. دفتر شرکت تعاونی توسط نیروهای امنیتی بسته شد.

جناب رئیس جمهور، آی تی یو سی بشدت دستگیری و احکام غیر منصفانه صادره برای محمود صالحی را محکوم می کند. ما همچنین بشدت نگران وضعیت سلامتی ایشان هستیم. تا کنون کاملا محرز شده است که ایشان بیمار کلیوی است. طبق تجربه قبلی، ما بسیار نگرانیم که ایشان در دوره بازداشت از کمکهای دارویی لازم محروم شود.ما بعدها متوجه شدیم که چرا صالحی به شهر کاملا نظامی سنندج منتقل شده است در حالی که طبق دانسته های ما تحت قوانین جنایی ایران اگر قرار باشد که حکمی اجرا شود باید در همان شهری که "جنایت" اتفاق افتاده اجرا شود.

اما حقیقت همچنان باقی است و پر واضح است که محمود صالحی مورد آزار بی رحمانه، منظم و دائم توسط مقامات قضایی شما قرار داد. همانگونه که مطمئنا شما هم می دانید ایشان به دفعات بی شمار بازداشت شده و بخاطر فعالیتهای بحق و مشروع اتحادیه های کارگری بویژه سازماندهی راهپیمایی روز اول ماه می و سایر اقدامات جمعی کارگران،سالهای بسیاری را در زندان سپری کرده است. در میان همه موارد بازداشتی ایشان می توان به این موارد قبل از دستگیری در اول ماه می 1383 بخاطر سازماندهی تجمع اول ماه می سقز. اشاره کرد؛ در سال 1365 (به مدت 3 سال)، 1374، 1378 (به مدت 75 روز)،1379 (به مدت 10 ماه بعد از اینکه از حق ایستادن در اداره اتحادیه محروم شد )،و 1380 (به مدت چندین روز بعد از اینکه از کار اخراج شد).

از طرف کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری و میلیونها کارگری که در سراسر جهان، آی تی یو سی آنها را نمایندگی می کند من به شما جناب آقای رئیس جمهور توصیه می کنم که پادر میانی کنید و از مقامات مربوطه بخواهید که محمود صالحی فورا آزاد شود، احکام صادره برای ایشان به یکباره و برای همیشه لغو شود، همه اتهامات علیه ایشان و بقیه اعضای اتحادیه کارگران "گروه هفت نفره سقز" بدون هیچ شرطی و بطور دائم حذف شود و اینکه قید شود که به سرکوب حقوق اتحادیه های کارگری در ایران یکباره و برای همیشه پایان داده خواهد شد.

مادامی که دولت شما به حقوق اتحادیه های کارگری و سایر حقوق بنیادین کارگران بعنوان حقوق به رسمیت شناخته شده بین المللی که شما بخاطر عضویت در سازمان جهانی کار ملزم به رعایت آنها هستید گردن نگذارد جنبش بین المللی اتحادیه های کارگری انتخابی جز ادامه کارزار عمومی علیه این سرکوب نفرت انگیز و غیر قابل پذیرش ندارد.

ارادتمند
دبیر کل
گای رایدر

:
( | : | لينک ثابت | )
:: ما خواهان آزادی فوری و بدون قيد و شرط محمود صالحی و رسيدگی عادلانه، در چهارچوب موازين قانونی حقوقی ن

ما خواهان آزادی فوری و بدون قيد و شرط محمود صالحی و رسيدگی عادلانه، در چهارچوب موازين قانونی حقوقی نسبت به پرونده ايشان هستيم

سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه


اپریل ٢٠٠٧-فروردین ١٣٨٦

ماده ۶۳ قانون کار روز ۱۱ ارديبهشت ( اول ماه می ) را به عنوان روز جهانی کارگر تعطيل رسمی کارگری اعلام کرده است. محمود صالحی رئيس سابق انجمن صنفی کارگران خباز سقز و تنی چند از همکارانش به علت تلاش برای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۳ بازداشت و محاکمه شدند و نهايتاً در دادگاه تجديد نظر رأی بر برائت آنها صادر شد اما بلافاصله مجدداً در دادگاهی ديگر پرونده ای برای آنان گشوده شد. هم اينک محمود صالحی قبل از صدور و اعلام رأی دادگاه بدوی و قضاوت دادگاه تجديد نظر بازداشت شده است، اين امر بر خلاف اصل ۳۷ قانون اساسی است که برائت همه انسانها را مبنا می داند، مگر آنکه رأی نهايی در دادگاه تجديد نظر و هیأت تشخيص ديوان عالی کشور، دال بر محکوميت فرد صادر شود. لذا به همين دليل بازداشت مجدد محمود صالحی را بر خلاف موازين قانونی و عدالت دانسته و خواهان آزادی فوری و بی قيد و شرط و رسيدگی عادلانه به وضعيت حقوقی ايشان هستيم.

سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۲۵ فروردين 1386

:
( | : | لينک ثابت | )
:: متهمان ضرب و شتم کارگران شرکت واحد اتوبوسراانی در اجلاسیه سالانه ILO

متهمان ضرب و شتم کارگران شرکت واحد اتوبوسراانی در اجلاسیه سالانه ILO

محمود صالحی


خرداد ١٣٨٤- جون ٢٠٠٥

خبرگزاری کار ایران تحت عنوان "هيات عاليرتبه كارگري ايران به ژنو رفت" خبر از مسافرت یک هیات از طرف خانه کارگر و شوراهای اسلامی برای شرکت در اجلاس سالانه سازمان جهانی کار داده است. کارگران ایران تشکل ندارند و به این اعتبار نماینده ای هم به اجلاس سالانه سازمان جهانی کار اعزام نکرده اند. این موضوع را فعالین جنبش کارگری ایران همواره اعلام کرده اند و دارد به آگاهی عمومی جنبش کارگری جهانی نیز تبدیل میشود. اما ترکیب هیات اعزامی امسال به دلیل وجود دو نفر در آن یک ویژگی خاص دارد. حسن صادقی دبیر کانون عالی شوراهای اسلامی کار و پرویز احمدی پنجکی رییس هیات مدیره کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان تهران هر دو در حمله به فعالین سندیکای کارگران شرکت واحد تهران شرکت داشته اند. حضور حسن صادقی - که روز اول کلا منکر حضور خود در محل حادثه بود - و پنجکی که هر دو با شکایت فعالین کارگری شرکت واحد اتوبوسرانی دارای پرونده در ایران هستند در اجلاس سالانه سازمان جهانی کار تنها یک دهن کجی آشکار به جنبش کارگری ایران است.

جنبش کارگری ایران به عناوین مختلف نشان داده است که شوراهای اسلامی و خانه کارگر را نمی خواهد و تازه ترین آن اعتراض کارگران در مراسم روز کارگر امسال خانه کارگر در تهران بود. نه تنها این بلکه حتی خود شوراهای اسلامی هم همیشه نشان داده اند که تشکل کارگران نیستند که آخرین آن حمله به کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران بود. الان نه تنها جنبش کارگری جهانی از خبر ضرب و شتم کارگران شرکت واحد مطلع است بلکه خود فعالین کارگری شرکت واحد هفته گذشته با مدیر کل سازمان جهانی کار در تهران دیدار کردند و کل ماجرای ضرب و شتم خود را مستقیما برای وی شرح دادند. به همین دلیل چون غیر کارگری بودن خانه کارگر و شوراهای اسلامی بر هیچکس پوشیده نیست شرکت آنها در اجلاس سازمان جهانی کار هیچ توجیهی ندارد و غیر قابل بخشش است. شرکت خانه کارگریها در اجلاس سازمان جهانی کار اعتباری برایشان به ارمغان نمی آورد بلکه این سازمان جهانی کار است که نزد طبقه کارگر ایران بیش از پیش اعتبارش را از دست میدهد.

11 خرداد 1384

:
( | : | لينک ثابت | )
:: تکذیب نامه, این توطئه ها باید کشف و خنثی شود

تکذیب نامه محمود صالحی
این توطئه ها باید کشف و خنثی شود

محمود صالحی


 خرداد ١٣٨٤- جون ٢٠٠٥

امروز سه شنبه 31 خرداد 1384 (21 ژوئن 2005) مطلع شدم که مطلبی با امضای من و در تاریخ 15 ژوئن درباره انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری در سایت روزنه درج شده است. بدینوسیله اعلام میکنم که این نوشته از من نیست و هیچ ربطی به من ندارد.

نظرات سیاسی و فعالیتهای من از کسی پنهان نیست و نظراتم درباره این انتخابات هم در سایتهای اینترنتی وجود دارد و همگی آنها برای هر فردی که بخواهد قابل دسترس است.

من انتشار چنین مطلبی را یک توطئه آشکار علیه خودم می دانم و از تمامی انسانهای شریف توقع دارم که من را درکشف جریانات و یا افرادی که در آن دست داشته اند یاری و کمک کنند.

همه باید بدانند که هر چقدر جنبش کارگری ایران پیشروی کند توطئه علیه فعالین جنبش کارگری هم گسترش می یابد و کلیه فعالین جنبش کارگری باید کاملا هوشیار باشند.

من قاطعانه از مسئولین سایت روزنه می خواهم که اولا این مطلب را سریعا از روی سایت خود بردارند و دوما با کمک متخصصان کامپیوتری که دارند من را در کشف و خنثی کردن این توطئه کثیف که علیه خود سایت روزنه هم هست کمک کنند.

چهارشنبه اول تیر 1384

22 ژوئن 2005

 

:
( | : | لينک ثابت | )
:: اول ماه مه روز آزمون طبقه کارگر از دستگيرى و محاکمه: تا به گلوله بستن

اول ماه مه روز آزمون طبقه کارگر
از دستگيرى و محاکمه: تا به گلوله بستن

جلال حسينى و محمد عبدى پور


فروردين ١٣٨٤ -آوريل ٢٠٠٥

با نگاهى به تاريخ مبارزه آشتى ناپذير طبقه کارگر با سرمايه دارى مى توان به نکاتى توجه کرد که همواره بين طبقه کارگر و صاحبان سرمايه وجود داشته و دارد. اين مبارزه آشتى ناپذير سالهاست که بين اين دو طبقه در جريان است. حمله به صفوف کارگران معترض شيکاگو تا دستگيرى و محاکمه کارگران و حمله به صفوف کارگران خاتون آباد کرمان همه نشان از مبارزه طبقه کارگر است. هر چند مشقات و از خود گذشتگى فعالين و پيشروان طبقه کارگر در تاريخ آنقدر زياد است که نه قلم براى نوشتن و نه زبان قادر به توصيف آن است. آرى طبقه کارگر براى رسيدن به دنياى عارى از هر گونه نابرابرى و دفن نظام سرمايه دارى مبارزه اى در پيش دارد که تا رسيدن به اين حق به آن ادامه ميدهد. اگر امروز ما در اين گوشه از جهان به خاطر برگزارى مراسم روز کارگر دستگير و محاکمه مى شويم دو سال قبل کارگران خاتون آباد کرمان تنها بخاطر در خواست تمديد قرارداد مورد حمله قرار مى گيرند و ٤ نفر از آنها کشته و ده ها نفر زخمى. اين در حالى است که هنوز عاملان اين جنايت از طرف کسى بازخواست نشده؟اما سئوال اين است که چرا روز اول ماه مه (١١ ارديبهشت) که مصادف است با روز جهانى کارگر براى ما دادگاه تشکيل و محاکمه مى شويم تنها به خاطر اينکه در سال گذشته روز خودمان را جشن گرفته ايم؟! آيا اين يک اتفاق است يا طرحى ماهرانه اى است به منظور باز دارندگى: آرى ما به اتهام برگزارى مراسم روز کارگر در تاريخ ١١/٢/٨٤ به دادگاه احضار و محاکمه ميشويم و ما مى خواهيم اين مطلب را به گوش تمام کارگران و نهاد هاى حقوق بشر در تمام دنيا برسانيم که چطور در کشورى که خود در قانون کارش در ماده ٦٣ اين را روز تعطيل رسمى اعلام کرده، نه تنها اين حق از ما سلب شده بلکه در اين روز به جرم شرکت در مراسم بازداشت و محاکمه ميشويم. ما بارها اعلام کرده ايم که نه احضار و نه محاکمه نه بازداشت و نه هيچ پروسه اى ديگر نمى تواند مانع خواسته هاى بر حق ما باشد. زيرا اول ماه مه روز جهانى کارگر متعلق به ما و ما متعلق به اين روز تاريخى هستيم و در اين راستا ما کارگران ايران از کليه کارگران و نهادهاى کارگرى مستقل مى خواهيم که از خواسته هاى ما حمايت کنند. در خاتمه اعلام ميکنيم که ما کارگران براى برگزارى مراسم روز جهانى کارگر منتظر مجوز يا دستور کسى نيستيم. اين حق ماست که بايد دولت و کارفرما آن را به رسميت بشناسند و مراسم هاى ما را تحت پوشش امنيتى قرار دهند.

جلال حسينى و محمد عبدى پور

٢ نفر از دستگير شدگان اول ماه مه ١٣٨٣

:
( | : | لينک ثابت | )
:: نامه "گى ژوکل"، مسئول بخش اروپائى و بين المللى "ث. ژ. ت" به محمود صالحى

نامه "گى ژوکل"، مسئول بخش اروپائى و بين المللى "ث. ژ. ت" به محمود صالحى

مونتروى، ٢١ ژوئن ٢٠٠٤

آقاى محمود صالحى

رفيق عزيز،

ميخواستم به نام "ث. ژ٠ ت" فرانسه، تو و رفقايت را از همبستگى کارگران فرانسه خاطرجمع کنم."ث. ژ٠ت" همواره اهميتى اساسى براى حقوق بشر و حقوق اتحاديه اى در سراسر جهان قائل بوده است.

اوضاعى که امروز در ايران برقرار است مايه اشتغال خاطر ماست. حملات، دستگيرى ها و محاکماتى که بخش بزرگى از مبارزين قربانى آنها هستند، نگرانى ما را تقويت ميکند. شما ميتوانيد بر روى حمايت ما حساب کنيد چون مبارزه شما براى آزادى، دموکراسى و حقوق کارگرى مبارزه ما نيز هست.

با ارادت دوستانه

گى ژوکل، مسئول بخش اروپائى و بين المللى "ث.ژ.ت"

:
( | : | لينک ثابت | )
:: نامه نجيبه‌ صالح زاده، همسر محمود صالحى

نامه نجيبه‌ صالح زاده، همسر محمود صالحى
به کنفدراسيون اتحاديه هاى آزاد کارگرى


پنجم ماه مى ٢٠٠٤ برابر با ١٦ ارديبشت ١٣٨٣

خانم گرامى، آنا بيوندى

من نجيبه صالح زاده، همسر محمود صالحى، اين نامه را در حالى براى شما مى نويسم که به شدت نگران همسرم هستم. فرزندانم نيز در اين نگرانى با من شريکند. همانطور که شما نيز با مهربانى در نامه خود اشاره کرديد مامورين امنيتى محمود را صرفاً بخاطر شرکت در يک راهپيمائى مسالمت آميز در بزرگداشت روز جهانى طبقه کارگر، در اول مه در سقز، از شهرهاى استان کردستان، دستگير کردند. آنها در مقابل چشمان فرزندانم بطور دسته جمعى بر سر همسرم ريختند، عينکش را شکستند و لبش را پاره کردند. پسر ١٤ ساله ام به دفاع از پدرش برخاست و او را نيز کتک زدند. محمود در مقابل اين اعمال غير انسانى فقط با فرياد «زنده باد اول مه» عکس‌العمل نشان داد. نحوه دستگيرى محمود و دوستانش و خشونتى که مامورين بکار گرفتند مثل بختکى بر خواب شبانه و تصورات روزانه‌ام سايه انداخته است. فرزندانم نيز در اين رنج بردن با من شريک هستند.

در همان روز اول ماه مه وقتى من بخانه برگشتم ديدم مامورين امنيتى حريم خانه‌ام را شکسته و زندگى خصوصيم را بهم ريخته اند. از مامورين خواستم که مجوز قانونى تفتيش خانه ام را نشان دهند. آنها با مسخره و تحقير کردن بدرخواستم گفتند که مجوز از دادستان دارند. يکى از مامورين بنام علا کرمى را مى شناختم. خطاب به او عليه ورود به خانه، نقض حريم زندگى خصوصى و بهم ريختن وسائلم اعتراض کردم. آنها کتکم زدند. من زير کتک و همسرم در زندان، در چنين حالتى به اين فکر مى کردم که ما تنها نيستيم و همين به من شجاعت ميداد.

همسرم روز جمعه ٣٠ آوريل با شما، بعنوان نماينده کنفدراسيون بين المللى اتحاديه‌هاى آزاد، ديدار کرد. او بديدن شما آمد تا شرايط کار، تلاشهاى مبارزاتى و نحوه زندگى کارگران ايران و خانواده‌هايشان را به اطلاعتان برساند. مامورين محمود را دستگير، ما را مصدوم و کامپيوتر، ماشين فاکس و اسناد کارى همسرم را ضبط کردند تا ديگر کسى جرات نکند محاصره امنيتى کسانى مثل شما را بشکند و صداى حق طلبى مردم ايران را بگوش جهانيان برساند. اين اولين بار نيست که محمود بخاطر دفاع از منافع کارگران زندانى ميشود، خانه ما اين چنين مورد تهاجم قرار ميگيرد و ما مضروب و تحقير ميشويم. او در سال ١٣٧٦ شمسى (برابر با ١٩٩٧ ميلادى) بخاطر بنيانگذارى «انجمن صنفى کارگران خباز سقز» و «تعاونى مصرف کارگران خباز» دستگير شد. البته چون تشکيل انجمن صنفى در قانون کار ايران آمده است طبعاً به همسرم اتهامات بى اساس وارد کردند. آخرين بارى که محمود دستگير شد و مورد اشاره شما هم قرار گرفته در سال ١٣٧٩ شمسى بود که ده ماه در زندان ماند و تحت فشارهاى روحى و جسمى قرار داشت.اکنون همسرم همراه آقاى محسن کم گويان (حکيمى)، که بعنوان مترجم در ملاقات شما با محمود حاضر بود، آقاى جلال حسينى و ٤ زندانى ديگر در اعتراض به بازداشت خود اعتصاب غذا کرده اند. اين امر تندرستى آنها را بيش از پيش به خطر انداخته است. محمود و ٦ زندانى ديگر روز سوم مى به سنندج، مرکز استان کردستان انتقال داده شده‌اند. آنها از محمود، آقاى حکيمى و آقاى جلال حسينى خواسته‌اند ضامن معتبر و وثيقه حاضر کنند تا آزاد شوند. دستگير شدگان استدلال کرده‌اند که کار آنها کاملاً در چارچوب موازين بين‌المللى بوده و اين مامورين هستند که برخلاف عرف بين‌الملل و موازين انسانى آنها را مضروب و دستگير کرده‌اند. پس تنها يک راه در مقابل اداره قضائى وجود دارد و آن اينکه کليه دستگير شدگان را فورى، بدون قيد و شرط و ايراد هيچگونه اتهامى آزاد کنند. از همان روز دوم مى ما خانواده دستگير شدگان نيز در جهت رهائى همسران خود کوشيده‌ايم، اما جز تحقير و سردوانى نتيجه‌ئى نگرفته‌ايم.

من مطلع هستم که شما مهربانانه از رئيس سازمان جهانى کار درخواست کرده‌ايد تا در جهت آزادى همه زندانيان اول ماه مه سقز اقدام نمايند، دبير اول سازمان جهانى کار به رئيس جمهور خاتمى نامه نوشته و نيز براى دستگير شدگان وکيل گرفته ايد. من بعنوان يک مادر و يک همسر اين نامه را مينويسم تا هم شما را در جريان بقيه وقايع قرار دهم و هم تقاضا کنم بر ميزان فشار خود در جهت آزادى فورى محمود، آقاى کم گويان و ٥ نفر بقيه‌ که در زندان مانده‌اند، بيافزائيد.

با احترام

نجيبه‌ صالح زاده، همسر محمود صالحى

پنجم ماه مى ٢٠٠٤ برابر با ١٦ ارديبشت ١٣٨٣

:
( | : | لينک ثابت | )
:: چندین نفر از دوستان و فعالین کارگری به ملاقات محمود صالحی رفتند

چندین نفر از دوستان و فعالین کارگری به ملاقات محمود صالحی رفتند

امروز دوشنبه 24 اردیبهشت ماه چندین نفر از دوستان و فعالین کارگری از شهرهای مختلف همراه نجیبه صالح زاده برای ملاقات محمود صالحی به زندان مرکزی شهر سنندج مراجعه کردند.

محمود صالحی از چهره های سرشناس جنبش کارگری ایران در گفتگو با دوستان و همکاران خود از کلیه دوستان، نهادها و فعالین کارگری و انسانهای آزادیخواه که هر کدام به نحوی در کمپین مبارزه برای آزادی وی و دیگر دستگیر شدگان اول ماه مه شرکت دارند قدردانی کرده و ابراز امیدواری نموده که تا آزادی و لغو بی قید و شرط احکام آنها به فعالیت خود ادامه دهند.

 

:
( | : | لينک ثابت | )
:: پیام تشکر وقدردانی نجیبه صالح زاده از حمایت کنندگان محمود صالحی
کارگران٬معلمان٬دانشجويان٬مردم آزادی خواه٬اتحاديه ها و کسانی که در راه آزادی و برابری از جان خود مايه می گذاريد .اولا به عنوان يک رفيق٬دوما به عنوان همسر و سوما به عنوان مادر بچه های محمود صالحی٬ از تمامی شما عزيزانی که برای آزادی محمود کمپين واعتصاب غذا٬اطلاعيه و راهپيمايی اعتراض آميز راه انداخته ايد سپاس گذرام واز صميم قلب دست تک تک شماها را می فشارم و چشمهايتان را ميبوسم.

آن قدم هايی را که برداشته ايد بر سر و چشمانم می گذارم. اميدوارم روزی برسد که بتوانم گوشه ای از محبتهای شما عزیزان را جبران کنم.

خواستم به وسيله اين پيام٬ از زحمات شما تشکر و قدردانی کنم و توانسته باشم احساس درونی خود وبچه هایم را نسبت به شما عزيزان ابراز کنم. باز هم از همگی دوستان سپاس گذارم باشد که پذيرا باشيد .                              

با احترم فراوان                                                               

نجيبه صالحزاده همسر محمود صالحی

:
( | : | لينک ثابت | )
:: پیام کارگران آزاد شده 1 مه 2007 سنندج

کارگران،مردم آگاه

ما کارگران مستقل شرکت کننده در مراسم اول ماه مه ۲۰۰۷ سنندج که به جرم شرکت در این مراسم

دستگیر و روانه زندان شدیم ، بدین  وسیله از کلیه کارگران و آحاد مردم آگاه و کلیه کسانی که در  این

مدت در جهت آزادی ما ، در تجمعات و ابراز پشتیبانی و همبستگی طبقاتی زحمت کشیده و     در  این

راستا از ما حمایت و خواستار آزادی ما شده اند ،  همراه با خانوادهای خود ، کمال    تشکر و  قدردانی

نموده و  خواستارآزادی شیث امانی و صدیق کریمی  بوده و همچنان خواستار تداوم این اتحاد هستیم .

کارگران زندانی آزاد شده :

۱- اقبال لطیفی ۲- صدیق سبحانی ۳- صدیق امجدی ۴- محی الدین رجبی ۵- حبیب الله کله کانی

۶- فارس گویلیان ۷- عباس اندریا ری

:
( | : | لينک ثابت | )
:: اطلاعیه

  اطلاعیه

 

امروز دوشنبه  ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶، دادستانی شهر سقز طی نامه‌ایی موافقت خود را در جهت مرخصی به محمود صالحی یکی از رهبران خوشنام جنبش کارگری ایران،  اعلام کرده است.

به همین مناسبت فردا، سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۸ صبح، نجیبه صالحزاده همراه با تعدادی از دوستان و همکاران محمود،  به دادگستری شهر سنندج واقع در میدان بسیج، به استقبال از محمود صالحی میروند.

:
( | : | لينک ثابت | )
:: صالحی در خيابان های تهران: بازخوانی يک پيروزی(۱)
صالحی در خيابان های تهران: بازخوانی يک پيروزی(۱)

کيوان اميری الياسی

اختصاصی وبلاگ کارگر

۱۱ ارديبهشت ۸۶، مراسم روزجهانی کارگر- تهران

صدها کارگر در حالی که فرياد می زدند"محمود صالحی آزاد بايد گردد" خواستار آزادی محمود صالحی شدند. وقتی جمعيت از ورزشگاه شيرودی خارج شد، در

حاليکه اين شعار را تکرار می کرديم نگاهم به پارچه نوشت بزرگی افتاد که روی پل هوايی نصب شده بود، "کارگر زندانی محمود صالحی آزاد بايد گردد" از اين پيروزی احساس خوشحالی می کردم! اکنون خواست آزادی محمود به خيابان های تهران کشيده شده بود.

يادم می آيد که در يادداشتی درباره ی محمود صالحی در همين وبلاگ و چند روز پيش از مراسم نوشته بودم: "محمود صالحی از فعالين کارگری است که سنت برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه را در بدترين شرايط در کردستان زنده نگاه داشته است. به عبارت بهتر نام محمود صالحی با برگزاری مراسم مستقل  روز کارگر در ايران گره خورده است. او اثبات کرده است که به برگزاری مراسم اول ماه مه در کوهستان های کردستان و در اطراف شهرها يا در سالن های سربسته رضايت نمی دهد و خواستار کشيده شدن اين مراسم به خيابان هاست. جايی که توده های بی شمار کارگر می توانند به شيوه ای راديکال به بيان خواسته هاشان بپردازند. امسال جنبش کارگری و متحدانش مراسم اول مه را نه فقط در کردستان بلکه در گوشه گوشه ی ايران برگزار خواهند کرد و شعار  آزادی محمود صالحی را سر خواهند داد و تاکيد خواهند کرد که با ايجاد صف همبستگی طبقاتی ونيروی مبارزه متحدانه محمود صالحی از زندان آزاد می شود." به نظر قابل پيش بينی می رسيد که محمود صالحی اين زبان گويا و راديکال طبقه ی کارگر ايران و مردم کردستان که سنت برگزاری علنی مراسم روزجهانی کارگر را زنده نگه داشته است از مراسم ۱may امسال حذف ناشدنی است.

اين در شرايطی است که دوخردادی ها از هم اکنون مشغول جوسازی هستند تا مردم را به شرکت در انتخابات مجلس ترغيب کنند، به صورت متقابل جناح ديگر حکومت هم شروع به فعاليت کرده است. فکر می کنم از همين حالا بايد تاکيد کنيم که مساله ی جنبش کارگری انتخاب بين آلترناتيوهای بد و بدتر حکومت اسلامی و بورژوازی نيست. جنبش کارگری انتخاب خودش را کرده است! انتخاب ما محمود صالحی است! اين را در خيابان های تهران فرياد کشيده ايم و خواهيم کشيد!


:
( | : | لينک ثابت | )
:: انتقال "محمود صالحی

انتقال "محمود صالحی" به بند معتادین زندان سنندج  

بر اساس خبری که به خارج از زندان رسیده است، "محمود صالحی" و چندین نفر از  هم بندانش به بند 5 زندان سنندج که مخصوص معتادین است منتقل شده اند.

خبر مذبور حاکیست که این اقدام پس از برگزاری مراسمی در روز 11 اردیبهشت به منابسبت روز جهانی کارگر از سوی محمود صالحی و دیگر همبندانش انجام شده است.

گفته می شود که مراسم روز جهانی کارگر در زندان سنندج شامل خواندن سرود، پخش شیرینی و سخنرانی "محمود صالحی" بوده است.

 

:
( | : | لينک ثابت | )
:: خالد سواری دستگیر شد.
خالد سواری امروز  ۱۳ اردیبهشت ماه    ساعت ۳۰/۱۰ دقیقه صبح در سنندج

  در مقابل پاساژ نور توسط لباس شخصیها دستگر شد.

:
( | : | لينک ثابت | )
:: دستگیری طیب چتانی
طبق خبر رسیده مورخه ۱۲ اردیبهشت ماه ساعت ۳۰/۱۱ دقیقه   شب طیب چتانی کارگر شرکت

 ریسند گی پر ریس سنندج  توسط مامورین حفاظت اطلاعات در منزل خود بازداشت شد.

:
( | : | لينک ثابت | )
:: نامه نجیبه صالح زاده

نامه نجیبه صالح زاده همسر محمود صالحی : به کمیته زنان فدراسیون اتحادیه کارگری بین المللی (آی تی یو سی) خانم کامالان گرامی

همسرم محمود صالحی، فعال برگزاری اول ماه مه و سخنگوی "کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل" ربوده و زندانی شده است. من بعنوان یک زن، که مطالبات آزادی خواهانه و حق طلبانه خود را دارم، بعنوان یک همسر، که در آرمانخواهی و رزمندگی یار زندگیم، شریکم و بعنوان یک مادر، که یک زندگی آرام و پر از رفاه برای بچه‌های خود و همه بچه‌های جهان را خواستارم، برای رها کردن همسرم از شما تقاضای یاری میخواهم.

بیست نهم آوریل 2007

به کمیته زنان فدراسیون اتحادیه کارگری بین المللی (آی تی یو سی)

روز 9 آوریل 2007، یعنی درست 21 روز مانده به روز جهانی کارگر محمود را تحت این عنوان که دادستان و فرماندار قصد دارند پیرامون برگزاری اول ماه مه امسال با وی صحبت کنند به دادستانی کشاندند. آنها در آنجا بجای مذاکره حکم دادگاهی را به او اعلام کردند که به هیچ وجه قانونی عمل نکرده بود. طبق این حکم همسرم به یکسال زندان تعزیزی و سه سال زندان تعلیقی محکوم شده بود. در دادگاه محمود اعتراض کنان به حکم و نحوه دستگیری خود از امضای حکم خودداری کرد. مقامات که از ترس اعتراض مردم آزاده و کارگران مبارز به فریب متوسل شده بودند دست به کاری غیرانسانی زدند آنها به شوهرم اجازه ندادند با من و فرزندانم خداحافظی کند و حتی به او اجازه ندادند داروهایش را با خود ببرد . آنها او را از همانجا به زندان سنندج، مرکز استان کردستان، منتقل کردند. در حالیکه طبق گفته آقای شریف، وکیل محمود، اینکار غیرقانونی است. بنا به گفته ایشان طبق قوانین ایران مجرم باید در شهر محل ارتکاب جرم زندانی شود. البته از نظر ما و فعالین جنبش کارگری ایران آنها خود مجرمند و نه محمود و همراهانش. اما فعلا در اینجا زور حکم میکند. بهرحال آنها به این خیال خام محمود را به سنندج برده‌اند که تا از پستیبانی توده‌ئی مردم سقز محروم شود. اما از نفوذ محمود در شهر 700 هزار نفری سنندج بی خبرند. آنها محمود را گرفتند تا به همراه رفقایش مراسم مستقل ماه مه را در سقز برگزار نکند، اما فراموش میکنند که تلاش و تصمیم برای برگزاری روز جهانی کارگر در ایران همیشه در سطحی سراسری و به شیوه‌ئی جمعی پیش رفته و سنندج برای چندین سال در مرکز این تلاشها و تصمیم گیریها بوده است. این امید هست که امسال کارگران روز جهانیمان را به طرزی گسترده‌تر و با شکوه‌تر برگزار کنند.

محمود یکی از کلیه‌های خود را از دست داده و کلیه دیگرش نیز در حال از کار افتادن است. او بطور مداوم باید تحت نظر پزشک باشد و گرنه جانش در خطر است. من که نان آور فعلی خانواده هستم باید بطور مداوم بین سنندج و سقز در رفت و آمد باشم. فاصله این دو شهر بیش از 300 کیلومتر است. بچه‌هایم نیز برای دیدن پدرانشان باید همین فاصله را طی کنند. آنها دانش آموزند و باید به مدرسه بروند . ما همه این مشکلات را تحمل میکنیم تا مطمئن شویم که محمود در زندان دچار مشکل کلیه اش نشود . آنها تمام ترفندها و فشارها را بکار گرفته‌اند تا خانواده ما فلج شود و نتوانیم از محمود مراقبت لازم را به عمل آوریم.

اما محمود فقط متعلق به ما نیست. او تمام تلاش و توان خود را وقف اگاه کردن، متشکل کردن و بهبود شرایط کار و زندگ